صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 5025

غزل شمارهٔ 5025

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: رعیش

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

مده ز دست چو گل دربهار ساغر عیش

که از شکوفه بود در گذار، اختر عیش

22

برات خوشدلی از روزگار کن تحصیل

نبسته است به هم تا شکوفه دفتر عیش

33

کنون که رشته باران ز هم نمی گسلد

مگیر شغل دگر غیر نظم گوهر عیش

44

اگر گرفته دلی خویش را به باغ رسان

که باز کرده ز هر غنچه بوستان در عیش

55

وصال سیمبران شکوفه را دریاب

که می توان شد ازین نقدها توانگر عیش

66

شکوفه شاهد سیمین نوبهاران است

مپوش دیده ازین شاهد سمنبر عیش

77

درین بهار کسی می شود بلند اختر

که از شکوفه کند انتخاب اختر عیش

88

تو نیز خیمه ز خود چون شکوفه بیرون زن

که شد سفید بساط زمین ز چادر عیش

99

سبک مگیر بهار شکوفه را زنهار

که زیر این کف پوچ است بحر گوهر عیش

1010

بهار از گل و لاله است بر جناح سفر

مده ز دست درین وقت تنگ ساغرعیش

1111

فغان که مردم کوته نظر نمی دانند

که در نقاب شکوفه است روی دختر عیش

1212

بهشت نقد شده است از شکوفه، باده بیار

که در بهشت حلال است جام احمر عیش

1313

مخور ز ساده دلیها غم تهیدستی

که از شکوفه به دامن دهد چمن زر عیش

1414

نظر به ابر گهر بار و باغ پرگل کن

که آسمان وزمین را گرفته لشکر عیش

1515

به گردش آر سبک،رطلهای سنگین را

که بادبان نشاط است جام و لنگر عیش

1616

ز زهد خشک برآتش بنه تو هم عودی

کنون که لاله برافروخته است مجمر عیش

1717

نشاط و عشرت و شادی ز باده می زاید

که نیست غیر خم پرشراب مادر عیش

1818

اگر رود گرو باده،گو برو دستار

مرا ز باده لعلی بس است افسر عیش

1919

فروغ روی گل ولاله می کند فریاد

که از و بال برون آمده است اختر عیش

2020

گشایش ار طلبی روی در گلستان کن

که نیست غیر گل و لاله حلقه در عیش

2121

چه همچو خوشه گره گشته ای، شراب بنوش

که داد خرمن غم را به باد،صرصر عیش

2222

مهل که فاصله در دور می شود زنهار

که صیقل دل تیره است عیش بر سر عیش

2323

چو گل ز باده گلگون تمتعی بردار

نسوخته است ترا تا چو لاله اختر عیش

2424

اگر بهار کند این چنین صف آرایی

زمین وفا ننماید به عرض لشکر عیش

2525

به هر کجا که شوی مست،می توان افتاد

که موج سبزه ز مخمل فکنده بستر عیش

2626

عجب که یک دل پژمرده در جهان ماند

که شد گشاده ز گل بر رخ جهان در عیش

2727

به هم چو شانه نیاید ز شوق ،مژگانش

به دست هرکه فتد طره معنبر عیش

2828

نبرد جلوه ساقی ز دل ملال مرا

به من چه نشأه دهد ساغر محقر عیش ؟

2929

سر پیاله کشان چون به آسمان نرسد؟

که کوچه ها شده چون کهکشان ز اختر عیش

3030

ز حسن نیت عباس شه بودصائب

که ریخته است درین عهد عیش بر سر عیش

3131

چو گل ز باده گلرنگ وقت او خوش باد

مدام تا می شادی فزاست مصدر عیش

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش

که در رکاب نسیم فناست دفتر عیش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5024

اگلی نظم

به احتیاط نظر کن به چشم جادویش

که در کمین رمیدن نشسته آهویش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5026

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش

دمی چو جان مجرد رویم در بر عیش

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1284

مخور چو لاله و گل، روی دست ساغر عیش

که در رکاب نسیم فناست دفتر عیش

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 5024

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور