صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »ترجیعات
  4. »هفتم

هفتم

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صنف: ترجیع بند

بند 1
Toggle stanza 1
11

مستی و عاشقی و جوانی و یار ما

نوروز و نوبهار و حمل می‌زند صلا

22

هرگز ندیده چشم جهان این چنین بهار

می‌روید از زمین و ز کهسار کیمیا

33

پهلوی هر درخت یکی حور نیکبخت

دزدیده می‌نماید اگر محرمی لقا

44

اشکوفه می‌خورد ز می روح طاس طاس

بنگر بسوی او که صلا می‌زند ترا

55

می خوردنش ندیدی اشکوفه‌اش ببین

شاباش ای شکوفه و ای باده مرحبا

66

سوسن به غنچه گوید: «برجه چه خفتهٔ

شمعست و شاهدست و شرابست و فتنها »

77

ریحان و لالها بگرفته پیالها

از کیست این عطا ز کی باشد جز از خدا

88

جز حق همه گدا و حزینند و رو ترش

عباس دبس در سر و بیرون چو اغنیا

99

کد کردن از گدا نبود شرط عاقلی

یک جرعه می‌بدیش بدی مست همچو ما

1010

سنبل به گوش گل پنهان شکر کرد و گفت:

« هرگز مباد سایهٔ یزدان ز ما جدا

1111

ما خرقها همه بفکندیم پارسال

جانها دریغ نیست چه جای دو سه قبا »

1212

ای آنک کهنه دادی نک تازه باز گیر

کوری هر بخیل بداندیش ژاژخا

1313

هر شه عمامه بخشد وین شاه عقل و سر

جانهاست بی‌شمار مر این شاه را عطا

1414

ای گلستان خندان رو شکر ابر کن

ترجیع باز گوید باقیش، صبر کن

بند 2
Toggle stanza 2
1515

ای صد هزار رحمت نو ز آسمان داد

هر لحظه بی‌دریغ بران روی خوب باد

1616

آن رو که روی خوبان پرده و نقاب اوست

جمله فنا شوند چو آن رو کند گشاد

1717

زهره چه رو نماید در فر آفتاب

پشه چه حمله آرد در پیش تندباد

1818

ای شاد آن بهار که در وی نسیم تست

وی شاد آن مرید که باشی توش مراد

1919

از عشق پیش دوست ببستم دمی کمر

آورد تاج زرین بر فرق من نهاد

2020

آنکو برهنه گشت و به بحر تو غوطه خورد

چون پاک دل نباشد و پاکیزه اعتقاد

2121

آن کز عنایت تو سلاح صلاح یافت

با این چنین صلاح چه غم دارد از فساد

2222

هرکس که اعتماد کند بر وفای تو

پا برنهد به فضل برین بام بی‌عماد

2323

مغفور ما تقدم و هم ما تأخرست

ایمن ز انقطاع و ز اعراض و ارتداد

2424

سرسبز گشت عالم زیرا که میرآب

آخر زمانیان را آب حیات داد

2525

بختی که قرن پیشین در خواب جسته‌اند

آخر زمانیان را کردست افتقاد

2626

حلوا نه او خورد که بد انگشت او دراز

آنکس خورد که باشد مقبول کیقباد

2727

دریای رحمتش ز پری موج می‌زند

هر لحظهٔ بغرد و گوید که: « یا عباد »

2828

هم اصل نوبهاری و هم فصل نوبهار

ترجیع سیومست هلا قصه گوش‌دار

بند 3
Toggle stanza 3
2929

شب گشته بود و هرکس در خانه می‌دوید

ناگه نماز شام یکی صبح بردمید

3030

جانی که جانها همگی سایهای اوست

آن جان بران پرورش جانها رسید

3131

تا خلق را رهاند زین حبس و تنگنا

بر رخش زین نهاد و سبک تنگ برکشید

3232

از بند و دام غم که گرفتست راه خلق

هردم گشایشیست و گشاینده ناپدید

3333

بگشای سینه را که صبایی همی رسد

مرده حیات یابد و زنده شود قدید

3434

باور نمی‌کنی بسوی باغ رو ببین

کان خاک جرعهٔ ز شراب صبا چشید

3535

گر زانکه بر دل تو جفا قفل کرده‌ست

نک طبل می‌زنند که آمد ترا کلید

3636

ور طعنه می‌زنند بر اومید عاشقان

دریا کجا شود به لب این سگان پلید

3737

عیدیست صوفیان را وین طبلها گواه

ور طبل هم نباشد چه کم شود ز عید

3838

بازار آخر آمد هین چه خریدهٔ

شاد آنک داد او شبهٔ گوهری خرید

3939

بشناخت عیبهای متاع غرور را

بگزید عشق یار و عجایب دری گزید

4040

نادر مثلثی که تو داری بخور حلال

خمخانهٔ ابد خنک آ، کاندرو خزید

4141

هر لحظهٔ بهار نوست و عقار نو

جانش هزار بار چو گل جامها درید

4242

من عشق را بدیدم بر کف نهاده جام

می‌گفت : « عاشقان را از بزم ما سلام »

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ساقیان مشفق سودا فزود سودا

این زرد چهرگان را حمرا دهید حمرا

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»ششم

اگلی نظم

بلبل سرمست برای خدا

مجلس گل بین و به منبر برآ

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»هشتم

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور