رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2419غزل شمارهٔ 2419شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: یدهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخوش بود فرش تن نور دیدهخوش بود مرغ جان بپریده2نقل کریںجان نادیده خسیس شدهجان دیده رسیده در دیده3نقل کریںجان زرین و جان سنگین راچون کلوخ از برنج بگزیده4نقل کریںسر کاغذ گشاده دست اجلنقد در کاغذ است پیچیده5نقل کریںخمره پرعسل سرش بستهپشت و پهلوش را تو لیسیده6نقل کریںخمره را بر زمین زن و بشکندیده نبود چنانک بشنیده7نقل کریںشمس تبریز بشکند خم راکه ز نامش فلک بلرزیده◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای جان ای جان فی ستر اللهاشتر میران فی ستر اللهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2418اگلی نظمآمد آمد نگار پوشیدهصنم خوش عذار پوشیدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2420آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور