رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2382غزل شمارهٔ 2382شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: انپنداشتهصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای بخاری را تو جان پنداشتهحبه زر را تو کان پنداشته22نقل کریںای فرورفته چو قارون در زمینوی زمین را آسمان پنداشته33نقل کریںای بدیده لعبتان دیو رالعبتان را مردمان پنداشته44نقل کریںای کرانه رفته عشق از ننگ توای تو خود را در میان پنداشته55نقل کریںای گرفته چشمت آب از دود کفردود را نور عیان پنداشته66نقل کریںای ز شهوت در پلیدی همچو کرمعاشقان را همچنان پنداشته77نقل کریںمستی شهوت نشان لعنت استای نشان را بینشان پنداشته88نقل کریںای تو گندیده میان حرف و صوتوی خدا را بیزبان پنداشته99نقل کریںماهتابش میزند بر کوریتای تو مه را هم نهان پنداشته1010نقل کریںهر چه گفتم خویشتن را گفتهامای تو هجو دیگران پنداشته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشق بین با عاشقان آمیختهروح بین با خاکدان آمیختهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2381اگلی نظمعشق تو از بس کشش جان آمدهکشتگانت شاد و خندان آمدهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2383◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور