رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 585غزل شمارهٔ 585شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: دہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکاران: عندلیب، حمید توانگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیردمرا مطرب چنان باید که زهره پیش او میرد2نقل کریںیکی پیمانهای دارم که بر دریا همیخندددل دیوانهای دارم که بند و پند نپذیرد3نقل کریںخداوندا تو میدانی که جانم از تو نشکیبدازیرا هیچ ماهی را دمی از آب نگزیرد4نقل کریںزهی هستی که تو داری زهی مستی که من دارمتو را هستی همیزیبد مرا مستی همیزیبد5نقل کریںهلا بس کن هلا بس کن که این عشقی که بگزیدینشاطی میدهد بیغم قبولی میکند بیرد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیکی گولی همیخواهم که در دلبر نظر داردنمیخواهم هنرمندی که دیده در هنر داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 584اگلی نظمسعادتجو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش عشق سر باشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 586زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمیا غمزه زنان بیرون که هویی در جهان افتددلی بی خانمان را آتش اندر خانمان افتدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 451زمین را وحشی رم کرده یک کف خاک می داندفضای آسمان را حلقه فتراک می داندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3151آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبحمید توانگرآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیکی گولی همیخواهم که در دلبر نظر داردنمیخواهم هنرمندی که دیده در هنر داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 584
اگلی نظمسعادتجو دگر باشد و عاشق خود دگر باشدندارد پای عشق او کسی کش عشق سر باشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 586
میا غمزه زنان بیرون که هویی در جهان افتددلی بی خانمان را آتش اندر خانمان افتدامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 451
زمین را وحشی رم کرده یک کف خاک می داندفضای آسمان را حلقه فتراک می داندصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3151