رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2099غزل شمارهٔ 2099شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انکردنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچند نظاره جهان کردنآب را زیر که نهان کردن22نقل کریںرنج گوید که گنج آوردمرنج را باید امتحان کردن33نقل کریںآنک از شیر خون روان کردهستشیر داند ز خون روان کردن44نقل کریںآسمان را چو کرد همچون خاکخاک را داند آسمان کردن55نقل کریںبعد از این شیوه دگر گیرمچند بیگار دیگران کردن66نقل کریںتیز برداشتی تو ای مطرباین به آهستگی توان کردن77نقل کریںاین گران زخمهای است نتوانیمرقص بر پرده گران کردن88نقل کریںیک دو ابریشمک فروتر گیرتا توانیم فهم آن کردن99نقل کریںاندک اندک ز کوه سنگ کشندنتوان کوه را کشان کردن1010نقل کریںتا نبینند جان جانها راکی توان سهل ترک جان کردن1111نقل کریںبنما ای ستاره کاندر ریگنتوان راه بینشان کردن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کنکه ز پای دلت بکند چنان خار یاد کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2098اگلی نظمچند بوسه وظیفه تعیین کنبه شکرخندهایم شیرین کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2100◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کنکه ز پای دلت بکند چنان خار یاد کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2098