رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2099غزل شمارهٔ 2099شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: انکردنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچند نظاره جهان کردنآب را زیر که نهان کردن2نقل کریںرنج گوید که گنج آوردمرنج را باید امتحان کردن3نقل کریںآنک از شیر خون روان کردهستشیر داند ز خون روان کردن4نقل کریںآسمان را چو کرد همچون خاکخاک را داند آسمان کردن5نقل کریںبعد از این شیوه دگر گیرمچند بیگار دیگران کردن6نقل کریںتیز برداشتی تو ای مطرباین به آهستگی توان کردن7نقل کریںاین گران زخمهای است نتوانیمرقص بر پرده گران کردن8نقل کریںیک دو ابریشمک فروتر گیرتا توانیم فهم آن کردن9نقل کریںاندک اندک ز کوه سنگ کشندنتوان کوه را کشان کردن10نقل کریںتا نبینند جان جانها راکی توان سهل ترک جان کردن11نقل کریںبنما ای ستاره کاندر ریگنتوان راه بینشان کردن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کنکه ز پای دلت بکند چنان خار یاد کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2098اگلی نظمچند بوسه وظیفه تعیین کنبه شکرخندهایم شیرین کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2100آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کنکه ز پای دلت بکند چنان خار یاد کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2098