رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2098غزل شمارهٔ 2098شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلنقافیہ: اریادکنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںشب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کنکه ز پای دلت بکند چنان خار یاد کن22نقل کریںچو فتادی به چاه و گو که ببخشید جان نوبه سوی او بیا مرو مکن انکار یاد کن33نقل کریںمکن اندک نبود آن به خدا شک نبود آننه به خویش آی اندکی و تو بسیار یاد کن44نقل کریںتو به هنگام یاد کن که چو هنگام بگذردتو خوه از گل سخن تراش و خوه از خار یاد کن55نقل کریںچو رسیدی به صدر او تو بدان حق قدر اوچو بدیدی تو بدر او تو ز دیدار یاد کن66نقل کریںتو بدان قدر سوز او برسد باز روز اوور از آن روز ایمنی تو ز اغیار یاد کن77نقل کریںچه سپاس ار دو نان دهد به طبیبی که جان دهدچو بزارد که ای طبیب ز بیمار یاد کن88نقل کریںچو طبیبت نمود خرد دل تو آن زمان بمردپس از آن بانگ میزنی که ز مردار یاد کن99نقل کریںمکن ار چه شدی چنین چو خزان دانه در زمینز بهارم حسام دین و ز گلزار یاد کن1010نقل کریںاگرت کار چون زر است نه گرو پیش گازر استگرت امسال گوهر است نه تو از پار یاد کن1111نقل کریںچو بدیدی رحیل گل پس اقبال چیست ذلنه که زنهار او است بس هله زنهار یاد کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچون دل جانا بنشین بنشینچون جان بیجا بنشین بنشینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2097اگلی نظمچند نظاره جهان کردنآب را زیر که نهان کردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2099◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور