رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2100غزل شمارهٔ 2100شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ینکنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںچند بوسه وظیفه تعیین کنبه شکرخندهایم شیرین کن22نقل کریںآن دلت را خدای نرم کناداین دعای خوش است آمین کن33نقل کریںمگر این را به خواب خواهم دیدمن بخسبم کنار بالین کن44نقل کریںای فسون اجل فراق لبترو فسون مسیح آیین کن55نقل کریںعرصه چرخ بیتو تنگ آمدهین براق وصال را زین کن66نقل کریںحسن داری وفاست لایق حسنحسن را با وفا تو کابین کن77نقل کریںچون بمیرند رحم خواهی کردآنچ آخر کنی تو پیشین کن88نقل کریںحاجیان ماندهاند از ره حجداروی اشتران گرگین کن99نقل کریںتا به کعبه وصال تو برسندچاره آب و زاد و خرجین کن1010نقل کریںای دو چشم جهان به تو روشناین جهان را تو آن جهان بین کن1111نقل کریںاز تجلی آفتاب رختچشم و دل را چو طور سینین کن1212نقل کریںبس کنم شد ز حد گستاخیمن کی باشم که گویمت این کن1313نقل کریںگر نبود این سخن ز من لایقآنچ آن لایق است تلقین کن1414نقل کریںشمس تبریز بر افق بخرامگو شمال هلال و پروین کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچند نظاره جهان کردنآب را زیر که نهان کردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2099اگلی نظمسیر گشتم ز نازهای خسانکم زنم من چو روغن به لسانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2101◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور