رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 754غزل شمارهٔ 754شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: هکنیدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمیخرامد آفتاب خوبرویان ره کنیدرویها را از جمال خوب او چون مه کنید2نقل کریںمردگان کهنه را رویش دو صد جان میدهدعاشقان رفته را از روی او آگه کنید3نقل کریںاز کف آن هر دو ساقی چشم او و لعل اوهر زمانی می خورید و هر زمانی خه کنید4نقل کریںجانب صحرای رویش طرفه چاهی گفتهاندقصد آن صحرا کنید و نیت آن چه کنید5نقل کریںنک نشان روشنی در خیمهها تابان شدستگوش اسبان را به سوی خیمه و خرگه کنید6نقل کریںآستان خرگهش شد کهربای عاشقانعاشقان لاغر تن خود را چو برگ که کنید7نقل کریںدر خمار چشم مستش چشمها روشن کنیدوز برای چشم بد را ناله و آوه کنید8نقل کریںشاه جانها شمس تبریزیست و این دم آن اوسترخ بدو آرید و خود را جمله مات شه کنید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهم لبان میفروشت باده را ارزان کندهم دو چشم شوخ مستت رطل را گردان کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 753اگلی نظمشاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بودزانک شاهنشاه ما هم شاه و هم درویش بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 755آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهم لبان میفروشت باده را ارزان کندهم دو چشم شوخ مستت رطل را گردان کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 753
اگلی نظمشاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بودزانک شاهنشاه ما هم شاه و هم درویش بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 755