رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1586غزل شمارهٔ 1586شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: یختمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختمخویش را چون سرکه دیدم در شکر آمیختم2نقل کریںکاسه پرزهر بودم سوی تریاق آمدمساغری دردی بدم در آب حیوان ریختم3نقل کریںدیده پردرد بودم دست در عیسی زدمخام دیدم خویش را در پختهای آویختم4نقل کریںخاک کوی عشق را من سرمه جان یافتمشعر گشتم در لطافت سرمه را می بیختم5نقل کریںعشق گوید راست می گویی ولی از خود مبینمن چو بادم تو چو آتش من تو را انگیختم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای جهان آب و گل تا من تو را بشناختمصد هزاران محنت و رنج و بلا بشناختمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1585اگلی نظمعشوه دادستی که من در بیوفایی نیستمبس کن آخر بس کن آخر روستایی نیستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1587زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدل به دست و پای کوبان از حرم بگریختموین سیه قندیل را از خاک دیر آویختمعرفی»غزلیات»غزل شمارهٔ 447آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای جهان آب و گل تا من تو را بشناختمصد هزاران محنت و رنج و بلا بشناختمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1585
اگلی نظمعشوه دادستی که من در بیوفایی نیستمبس کن آخر بس کن آخر روستایی نیستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1587