رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 763غزل شمارهٔ 763شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیہ: اشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: عندلیب، علیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شدز جفا رست و ز غصه همه شادی و وفا شد22نقل کریںز طرب چون طربون شد خرد از باده زبون شدگرو عشق و جنون شد گهر بحر صفا شد33نقل کریںمه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شدبه کرم بحر گهر شد به روش باد صبا شد44نقل کریںچو شه عشق کشیدش ز همه خلق بریدشنظر عشق گزیدش همه حاجات روا شد55نقل کریںبه سفر چون مه گردون به شب چارده پر شدبه نظرهای الهی به یکی لحظه کجا شد66نقل کریںچو زمین بود فلک شد همگی حسن و نمک شدبشری بود ملک شد مگسی بود هما شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبدرد مرده کفن را به سر گور برآیداگر آن مرده ما را ز بت من خبر آیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 762اگلی نظممشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداندمکن اسرار نهانی که وی اسرار بداندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 764◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخنک آن کس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شدگرو عشق و جنون شد، گُهرِ بحر صفا شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 760◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبدرد مرده کفن را به سر گور برآیداگر آن مرده ما را ز بت من خبر آیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 762
اگلی نظممشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداندمکن اسرار نهانی که وی اسرار بداندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 764
خنک آن کس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شدگرو عشق و جنون شد، گُهرِ بحر صفا شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 760