رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 760غزل شمارهٔ 760شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)قافیہ: اشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخنک آن کس که چو ما شد، همه تسلیم و رضا شدگرو عشق و جنون شد، گُهرِ بحر صفا شد22نقل کریںمه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شدبه کرم بحر گهر شد، به روش باد صبا شد33نقل کریںچو شه عشق کشیدش، ز همه خلق بریدشنظر عشق گزیدش، همه حاجات روا شد44نقل کریںبه سفر چون مه گردون به شب چارده پر شدبه نظرهای الهی به یکی لحظه کجا شد؟55نقل کریںدل تو کرد چرایی به برون ز آخُر قالبوگر آن نیست به هر شب، به چراگاه چرا شد؟66نقل کریںخنک آن گه که کند حق گنهت طاعت مطلقخنک آن دم که جنایات عنایات خدا شد77نقل کریںسفرِ مشکل و دورش بشد و ماند حضورشز درون قوّت نورش مدد نور سما شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل من رای تو دارد سر سودای تو داردرخ فرسوده زردم غم صفرای تو داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 759اگلی نظمچو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمدچه بسی نعره مستان که ز گلزار برآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 761◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شدز جفا رست و ز غصه همه شادی و وفا شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 763◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدل من رای تو دارد سر سودای تو داردرخ فرسوده زردم غم صفرای تو داردرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 759
اگلی نظمچو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمدچه بسی نعره مستان که ز گلزار برآمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 761
خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شدز جفا رست و ز غصه همه شادی و وفا شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 763