رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 828غزل شمارهٔ 828شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: ارشدہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکاران: عندلیب، محسن لیلهکوهیآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که را اسرار عشق اظهار شدرفت یاری زانک محو یار شد2نقل کریںشمع افروزان بنه در آفتاببنگرش چون محو آن انوار شد3نقل کریںنیست نور شمع هست آن نور شمعهم نشد آثار و هم آثار شد4نقل کریںهمچنان در نور روح این نار تنهم نشد این نار و هم این نار شد5نقل کریںجوی جویانست و پویان سوی بحرگم شود چون غرق دریابار شد6نقل کریںتا طلب جنبان بود مطلوب نیستمطلب آمد آن طلب بیکار شد7نقل کریںپس طلب تا هست ناقص بد طلبچون نماند آگهی سالار شد8نقل کریںهر تن بیعشق کو جوید کلهسر ندارد جملگی دستار شد9نقل کریںتا ببیند ناگهانی گلرخیبر وی آن دستار و سر چون خار شد10نقل کریںهمچو من شد در هوای شمس دینآنک او را در سر این اسرار شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه فلک مر عاشقان را بنده باددولت این عاشقان پاینده بادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 827اگلی نظمهر چه دلبر کرد ناخوش چون بودهر چه کشت افزاست آتش چون بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 829زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتا به زانو پای من در خار شدکاسه زانوی من مودار شدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4517پیر ما وقت سحر بیدار شداز در مسجد بر خمار شدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 246قصهٔ عشق تو چون بسیار شدقصهگویان را زبان از کار شدعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 247آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور