رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 690غزل شمارهٔ 690شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ادندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای عشق که جمله از تو شادندوز نور تو عاشقان بزادند2نقل کریںتو پادشهی و جمله عشاقهمرنگ تو پادشه نژادند3نقل کریںهر کس که سری و دیدهای داشتدیدند تو را سری نهادند4نقل کریںخورشید توی و ذره از توستوان نور به نور بازدادند5نقل کریںچون بوی عنایت تو باشدزالان همه رستم جهادند6نقل کریںچون از بر تو مدد نباشدگر حمزه و رستمند بادند7نقل کریںای دل برجه که ماه رویاناز پرده غیب رو گشادند8نقل کریںمستند و طریق خانه دانندزیرا که نه مست از فسادند9نقل کریںتا عشق زید زیند ایشانتا یاد بود همه به یادند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدوش از بت من جهان چه میشدوز ماه من آسمان چه میشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 689اگلی نظمهر چند که بلبلان گزینندمرغان دگر خمش نشینندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 691آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور