رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1699غزل شمارهٔ 1699شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: انمہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدل را ز من بپوشی یعنی که من ندانمخط را کنی مسلسل یعنی که من نخوانم22نقل کریںبر تخته خیالات آن را نه من نبشتمچون سر دل ندانم کاندر میان جانم33نقل کریںاز آفتاب بیشم ذرات روح پیشمرقصان و ذکرگویان سوی گهرفشانم44نقل کریںگر نور خود نبودی ذرات کی نمودیای ذره چون گریزی از جذبه عیانم55نقل کریںپروانه وار عالم پران به گرد شمعمفریش می فرستم پریش می ستانم66نقل کریںدر خلوت است عشقی زین شرح شرحه شرحهگر شرح عشق خواهی پیش ویت نشانم77نقل کریںور زان که در گمانی نقش گمان ز من دانزان نقش منکران را در قعر می کشانم88نقل کریںور زان که در یقینی دام یقین ز من بینزان دام مقبلان را از کفر می رهانم99نقل کریںور درد و رنج داری در من نظر کن از ویکان تیر رنج نجهد الا که از کمانم1010نقل کریںور رنج گشت راحت در من نگر همان دممی بین که آن نشانهست از لطف بینشانم1111نقل کریںهر جا که این جمال است داد و ستد حلال استوان جا که ذوالجلال است من دم زدن نتانم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای توبهام شکسته از تو کجا گریزمای در دلم نشسته از تو کجا گریزمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1698اگلی نظمعالم گرفت نورم بنگر به چشمهایمنامم بها نهادند گرچه که بیبهایمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1700◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںساقی بیا که دیگر زین گفت و گو بجانمیکدم ز ساغر می نه مهر بر دهانمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 357ای راحت روانم، دور از تو ناتوانمباری، بیا که جان را در پای تو فشانمعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 177◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای توبهام شکسته از تو کجا گریزمای در دلم نشسته از تو کجا گریزمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1698
اگلی نظمعالم گرفت نورم بنگر به چشمهایمنامم بها نهادند گرچه که بیبهایمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1700
ساقی بیا که دیگر زین گفت و گو بجانمیکدم ز ساغر می نه مهر بر دهانمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 357
ای راحت روانم، دور از تو ناتوانمباری، بیا که جان را در پای تو فشانمعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 177