صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 833

غزل شمارهٔ 833

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

قافیہ: د

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: فاطمه زندی، عندلیب
Toggle stanza 1
11
مرگ ما هست عروسی ابد
سِر آن چیست هو الله احد

Our death is an eternal wedding-feast; what is the secret of this? He is God, One.

22
شمس تفریق شد از روزنه‌ها
بسته شد روزنه‌ها رفت عدد

The sun became dispersed through the windows; the windows became shut, and the numbers departed.

33
آن عددها که در انگور بود
نیست در شیره کز انگور چکد

Those numbers which existed in the grapes are naughted in the juice which flows from the grapes.

44
هر کی زنده‌ست به نورالله
مرگ این روح مر او راست مدد

Whosoever is living by the light of God, the death of this spirit is replenishment to him.

55
بد مگو نیک مگو ایشان را
که گذشتند ز نیکو و ز بد

Speak not evil, speak not good regarding those who have passed away from good and evil.

66
دیده در حق نه و نادیده مگو
تا که در دیده دگر دیده نهد

Fix your eye on God, and speak not of what you have not seen, that He may implant another eye in your eye.

77
دیده دیده بود آن دیده
هیچ غیبی و سِری زو نجهد

That eye is the eye of the eye, nothing unseen or secret escapes from it.

88
نظرش چونک به نورالله است
بر چنان نور چه پوشیده شود

When its gaze is by the Light of God, to such a light what can be hidden?

99
نورها گرچه همه نور حقند
تو مخوان آن همه را نور صمد

Though all lights are the Light of God, call not all of those the eternal Light.

1010
نور باقیست که آن نور خدا است
نور فانی صفت جسم و جسد

Eternal light is that which is the Light of God, transient light is the attribute of flesh and body.

1111
نور ناریست در این دیده خلق
مگر آن را که حقش سرمه کشد

The light in this mortal eye is a fire, save for that eye which God anoints with surmeh {collyrium}.

1212
نار او نور شد از بهر خلیل
چشم خر شد به صفت چشم خرد

His fire became light for the sake of Abraham; the eye of reason became in quality like the eye of an ass.

1313
ای خدایی که عطایت دیدست
مرغ دیده به هوای تو پرد

O God, the bird of the eye which has seen Your bounty flies in Your air.

1414
قطب این که فلک افلاکست
در پی جستن تو بست رصد

The Pole, he who is the sky of the skies, is on the lookout in search of You;

1515
یا ز دیدار تو دید آر او را
یا بدین عیب مکن او را رد

Either grant him vision to see You, or do not dismiss him on account of this fault.

1616
دیده تر دار تو جان را هر دم
نگهش دار ز دام قد و خد

Make tearful the eye of your soul every moment, guard it against the snare of human stature and cheek.

1717
دیده در خواب ز تو بیداری
این چنین خواب کمالست و رشد

Eye asleep and yourself wakeful—such a sleep is perfection and rectitude;

1818
لیک در خواب نیابد تعبیر
تو ز خوابش به جهان رغم حسد

But the eye asleep that finds no interpretation (of dreams)—expel it from sleep, despite envy.

1919
ور نه می‌کوشد و بر می‌جوشد
ز آتش عشق احد تا به لحد

Else it will labour and be boiling in the fire of love of the One, even to the grave.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شب شد و هنگام خلوتگاه شد

قبله عشاق روی ماه شد

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 832

اگلی نظم

از دل رفته نشان می‌آید

بوی آن جان و جهان می‌آید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 834

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

نیست در راه صداقت چپ و راست

نیست در دین صداقت کم و کاست

جامی»دیوان اشعار»اشعار پراکنده»شمارهٔ 1

انماالله اله واحد

و هو الغایب و هو الشاهد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00