رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2311غزل شمارهٔ 2311شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: انگشتهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاز انبهی ماهی دریا به نهان گشتهانبه شده قالبها تا پرده جان گشته22نقل کریںاز فرقت آن دریا چون زهر شده شکرزهر از هوس دریا آب حیوان گشته33نقل کریںدر عشرت آن دریا نی این و نه آن بودهبر ساحل این خشکی این گشته و آن گشته44نقل کریںاندر هوس دریا ای جان چو مرغابیچندان تو چنین گفته کز عشق چنان گشته55نقل کریںدوش از شکم دریا برخاست یکی صورتو آن غمزهاش از دریا بس سخته کمان گشته66نقل کریںدل گفت به زیر لب من جان نبرم از ویسوگند به جان دل کان کار چنان گشته77نقل کریںاز غمزه غمازی وز طرفه بغدادیدل گشته چنان شادی جانم همدان گشته88نقل کریںدر بیشه درافتاده در نیم شبی آتشدر پختن این شیران تا مغز پزان گشته99نقل کریںاز شعله آن بیشه تابان شده اندیشهتا قالب جان پیشه بیجا و مکان گشته1010نقل کریںگرمابه روحانی آوخ چه پری خوان استوین عالم گورستان چون جامه کنان گشته1111نقل کریںاز بهر چنین سری در سوسنها بنگردستوری گفتن نی سر جمله زبان گشته1212نقل کریںشمس الحق تبریزی درتافته از روزنتا آنچ نیارم گفت چون ماه عیان گشته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای غایب از این محضر از مات سلام اللهوی از همه حاضرتر از مات سلام اللهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2310اگلی نظمدیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفتههم خلوت و هم بیگه در دیر صفا رفتهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2312◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای غایب از این محضر از مات سلام اللهوی از همه حاضرتر از مات سلام اللهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2310
اگلی نظمدیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفتههم خلوت و هم بیگه در دیر صفا رفتهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2312