رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1464غزل شمارهٔ 1464شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: مہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسر برمزن از هستی تا راه نگردد گمدر بادیه مردان محوست تو را جم جم2نقل کریںدر عالم پرآتش در محو سر اندرکشدر عالم هستی بین نیلین سر چون قاقم3نقل کریںزیر فلک ناری در حلقه بیداریهر چند که سر داری نه سر هلدت نی دم4نقل کریںهر رنج که دیدهست او در رنج شدیدست اومحو است که عید است او باقی دهل و لم لم5نقل کریںسرگشتگی حالم تو فهم کن از قالمکای هیزم از آن آتش برخوان که و ان منکم6نقل کریںکی روید از این صحرا جز لقمه پرصفراکی تازد بر بالا این مرکب پشمین سم7نقل کریںور پرد چون کرکس خاکش بکشد واپسهر چیز به اصل خود بازآید می دانم8نقل کریںرو آر گر انسانی در جوهر پنهانیکو آب حیات آمد در قالب همچون خم9نقل کریںشمس الحق تبریزی ما بیضه مرغ تودر زیر پرت جوشان تا آید وقت قم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزمتا زان لب خندانت یک خنده بیاموزمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1463اگلی نظمای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانمزان روی که حیرانم من خانه نمیدانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1465زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدور از توام افتاده بر بستر درد و غمیک پای درین عالم یک پای درآن عالمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 221آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزمتا زان لب خندانت یک خنده بیاموزمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1463
اگلی نظمای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانمزان روی که حیرانم من خانه نمیدانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1465
دور از توام افتاده بر بستر درد و غمیک پای درین عالم یک پای درآن عالمجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 221