رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 798غزل شمارهٔ 798شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: نگینبودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبودبا دل مرده دلان حاجت جنگی نبود2نقل کریںعشق شیرینی جانست و همه چاشنی استچاشنی و مزه را صورت و رنگی نبود3نقل کریںعشق شاخیست ز دریا که درآید در دلجای دریا و گهر سینه تنگی نبود4نقل کریںساحل نفس رها کن به تک دریا روکاندر این بحر تو را خوف نهنگی نبود5نقل کریںصورت هر دو جهان جمله ز آیینه عشقبنماید چو که بر آینه زنگی نبود6نقل کریںکار روبه نبود عشق که هر روبه راحمله شیر نر و کبر پلنگی نبود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمز اول روز که مخموری مستان باشدشیخ را ساغر جان در کف دستان باشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 797اگلی نظمسفره کهنه کجا درخور نان تو بودخرمگس هم ز کجا صاحب خوان تو بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 799آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمز اول روز که مخموری مستان باشدشیخ را ساغر جان در کف دستان باشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 797
اگلی نظمسفره کهنه کجا درخور نان تو بودخرمگس هم ز کجا صاحب خوان تو بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 799