رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2058غزل شمارهٔ 2058شاعر: رومیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: یستانصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبا رُخِ چون مشعله بر دَرِ ما کیست آنهر طرفی موجِ خون نیمِشبان چیست آن22نقل کریںدر کفنِ خویشتن رقصکنان مُردگاننَفخهٔ صور است یا عیسیِ ثانی است آن33نقل کریںسینهٔ خود باز کن روزن دل دَرنِگرکآتشِ تو شعله زَد نی خبرِ دی است آن44نقل کریںآتشِ نو را ببین زود درآ چون خلیلگرچه به شکلْ آتش است، باده صافی است آن55نقل کریںیونسِ قُدسیِ توی در تَنِ چون ماهییبازشکاف و ببین کاین تَنِ ماهی است آن66نقل کریںدَلقِ تَنِ خویش را بر گروِ می بنهپاک شَوی پاکباز نوبتِ پاکی است آن77نقل کریںباده کشیدی ولیک در قدحت باقی استحمله دیگر که اصل جرعه باقی است آن88نقل کریںدِشنهٔ تیز ار خلیل بنهد بر گردنترو بَمگردان که آن شیوهٔ شاهی است آن99نقل کریںحکم به هم درشکست، هست قضا در خطرفتنهِ حکم است این، آفتِ قاضی است آن1010نقل کریںنَفْسِ تو امروز اگر وعده فردا دهدبر دهنش زن از آنک مردک لافی است آن1111نقل کریںباده فروشَد ولیک باده دهد جمله بادخم نماید ولیک حقِ نمک نیست آن1212نقل کریںما ز زمستانِ نفْس برفِ تَن آوردهایمبَهرِ تقاضای لطف، نکته کاجیست آن1313نقل کریںمُفْخَرِ تبریزیان! شمسِ حق! ای پیش توطاق و طُرُنب دو کُوْنِ طفلی و بازی است آن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیار شو و یار بین دل شو و دلدار بیندر پیِ سرو روان چشمه و گلزار بینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2057اگلی نظمگفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گلعِذار کوفت مَرا بَر دَهانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2059◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیار شو و یار بین دل شو و دلدار بیندر پیِ سرو روان چشمه و گلزار بینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2057
اگلی نظمگفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گلعِذار کوفت مَرا بَر دَهانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2059