رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 832رباعی شمارهٔ 832شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: رمیخنددصنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمیآ ید یار و چون شکر میخنددوز مرتبه بر شمس و قمر میخندد22نقل کریںاین یک نظری که در جهان محرم او استهم پنهانی بدان نظر میخندد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممهرویان را یکان یکان برشمریدباشد به غلط نام مه ما ببریدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 831اگلی نظممیجوشد دل که تا به جوش تو رسدبیهوش شده است تا به هوش تو رسدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 833◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممهرویان را یکان یکان برشمریدباشد به غلط نام مه ما ببریدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 831
اگلی نظممیجوشد دل که تا به جوش تو رسدبیهوش شده است تا به هوش تو رسدرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 833