رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2438غزل شمارهٔ 2438شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: ادهایصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںدزدید جمله رخت ما لولی و لولی زادهایدر هیچ مسجد مکر او نگذاشته سجادهای22نقل کریںخرقه فلک ده شاخ از او برج قمر سوراخ از اووای ار بیفتد در کفش چون من سلیمی سادهای33نقل کریںزد آتش اندر عود ما بر آسمان شد دود مابشکست باد و بود ما ساقی به نادر بادهای44نقل کریںدر کار مشکل میکند در بحر منزل میکندجان قصه دل میکند کو عاشقی دل دادهای55نقل کریںدل داده آن باشد که او در صبر باشد سخت رونی چون تو گوشه گشتهای در گوشهای افتادهای66نقل کریںدر غصهای افتادهای تا خود کجا دل دادهایدر آرزوی قحبه یا وسوسه قوادهای77نقل کریںشرمی بدار از ریش خود از ریش پرتشویش خودبسته دو چشم از عاقبت در هرزه لب گشادهای88نقل کریںخوب است عقل آن سری در عاقبت بینی جریاز حرص وز شهوت بری در عاشقی آمادهای99نقل کریںخامش که مرغ گفت من پرد سبک سوی چمننبود گرو در دفتری در حجرهای بنهادهای◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای یوسفِ خوشنام هی! در ره میا بیهمرهیمسکل ز یعقوبِ خِرَد تا درنیفتی در چهیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2437اگلی نظمدامن کشانم میکِشد در بتکده عَیّارهایمن همچو دامن میدَوَم اندر پی خونخوارهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2439◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای یوسفِ خوشنام هی! در ره میا بیهمرهیمسکل ز یعقوبِ خِرَد تا درنیفتی در چهیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2437
اگلی نظمدامن کشانم میکِشد در بتکده عَیّارهایمن همچو دامن میدَوَم اندر پی خونخوارهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2439