رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1870غزل شمارهٔ 1870شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: ندانصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندانوز کبر کسان رنجی و اندر تو دو صد چندان2نقل کریںگریانی و پرزهری با خلق چه باقهریمانند سر بریان گشته که منم خندان3نقل کریںمن صوفی باصوفم من آمر معروفمچون شحنه بود آن کس کو باشد در زندان4نقل کریںمعذوری خود دیده در خویش ترنجیدهعذر دگران خواهد از باب هنرمندان5نقل کریںبر دانش و حال خود تأویل کنی قرآنوان گاه هم از قرآن در خلق زنی سندان6نقل کریںآب حیوان یابی گر خاک شوی ره راوز باد و بروت آیی در نار تو دربندان7نقل کریںبگریز از این دربند بر جمله تو در دربندجز شمس حق تبریز سلطان شکرقندان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمرو مذهب عاشق را برعکس روشها دانکز یار دروغیها از صدق به و احسانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1869اگلی نظمدو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می داناز عاشق حق توبه وز باد هوا انبانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1871آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمرو مذهب عاشق را برعکس روشها دانکز یار دروغیها از صدق به و احسانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1869
اگلی نظمدو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می داناز عاشق حق توبه وز باد هوا انبانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1871