رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1885غزل شمارهٔ 1885شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: ینمیکنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای سرده صد سودا دستار چنین می کنخوب است همین شیوه ای دوست همین می کن2نقل کریںفرمانده خوبانی ابرو چو بجنبانیاین بنده تو را گوید آن می کن و این می کن3نقل کریںاز خون مسلمانان در ساغر رهبان کنوز کافر زلفینت ویرانی دین می کن4نقل کریںمأمون امین را تو می ران که رو ای خاینوان غیرت رهزن را بر روح امین می کن5نقل کریںآن حکم که از هیبت در عرش نمیگنجدبر پشت زمان می نه بر روی زمین می کن6نقل کریںآن را که ندارد جان جان ده به دم عیسیوان را که ندارد زر ز اکسیر زرین می کن7نقل کریںتا دور ابد شاها شمس الحق تبریزیحکمی است به دور تو آری هله هین می کن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآن ساعد سیمین را در گردن ما افکنبر سینه ما بنشین ای جان منت مسکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1884اگلی نظمنی نی به از این باید با دوست وفا کردننی نی کم از این باید تقصیر و جفا کردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1886آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآن ساعد سیمین را در گردن ما افکنبر سینه ما بنشین ای جان منت مسکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1884
اگلی نظمنی نی به از این باید با دوست وفا کردننی نی کم از این باید تقصیر و جفا کردنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1886