زمین
گردی نبرد ز بوسه از افسر ما
گر بوسه به نام خود زنی بر سر ما
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 12
از بادهٔ عشق شد مگر گوهر ما؟
آمد به فغان ز دست ما ساغر ما
عراقیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 9
آن سلطان دنیا و دین، آن سیمرغ قاف یقین، آن گنج عالم عزلت، آن خزینه سرای دولت، آن شاه اقلیم اعظم، آن پرورده لطف و کرم، پیر وقت ابراهیم بن ادهم رحمة الله علیه، متقی وقت بود، و صدیق دولت بود، و حجت و برهان روزگار بود، و در انواع معاملات ملت و اصناف حقایق حظی تمام داشت، و مقبول همه بود و بسی مشایخ را دیده بود و با امام ابوحنیفه صحبت داشته بود، و جنید گفت: رضی الله عنه مفاتیح العلوم ابراهیم. کلید علمهای این طریقت ابراهیم است.
و یک روز پیش ابوحنیفه رضی الله عنه درآمد. اصحاب ابوحنیفه وی را به چشم تقصیر نگرستند، بوحنیفه گفت: سیدنا ابراهیم!
عطارتذکرة الأولیاءبخش 11 - ذکر ابراهیم بن ادهم رحمة الله علیه
بگذشت ز فرق دو جهان گوهر ما
وز گوهر ماست این عظمت در سرِ ما
عطارمختارنامهباب پنجاهم: در ختم كتابشمارهٔ 4
از بادهٔ لعل، ناب شد گوهر ما
آمد به فغان ز دستِ ما ساغر ما
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 8