رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 341رباعی شمارهٔ 341شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یراستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیصداکار: بهناز شکوهیآڈیوبهناز شکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوبهناز شکوهیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںزان روی که دل بستهٔ آن زنجیر استدر دامن تو دست زدن تقدیر است2نقل کریںچون دست به دامنش زدم گفت بهلگفتم که خموش روز گیراگیر است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزان روز که چشم من به رویت نگریستیک دم نگذشت کز غمت خون نگریسترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 340اگلی نظمزان رونق هر سماع آواز دف استزانست که دف زخم و ستم را هدف استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 342زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدر باغم و دل شکارگاه شیراستنگشوده نظر دل از تماشا سیر استعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 43حاشا که دلم ز شبنشینی سیر استیا ساقی ما بیمدد و ادبیر استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 292آڈیوصداکار منتخب کریںبهناز شکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزان روز که چشم من به رویت نگریستیک دم نگذشت کز غمت خون نگریسترومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 340
اگلی نظمزان رونق هر سماع آواز دف استزانست که دف زخم و ستم را هدف استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 342