عرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 43رباعی شمارهٔ 43شاعر: عرفیوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)قافیہ: یراستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: رباعیآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدر باغم و دل شکارگاه شیراستنگشوده نظر دل از تماشا سیر است2نقل کریںچون دیده گشایم که چمن بیگانه ستچون سینه گشایم که هوا شمشیر است◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماین لاله که با داغ الست آمده استپژمرده و سینه چاک و مست آمده استعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 42اگلی نظمیاران دگر انگشت نما خواهم گشتمجموعهٔ درد بی دوا خواهم گشتعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 44زمینہم وزن و قافیہ نظمیںحاشا که دلم ز شبنشینی سیر استیا ساقی ما بیمدد و ادبیر استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 292زان روی که دل بستهٔ آن زنجیر استدر دامن تو دست زدن تقدیر استرومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 341ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماین لاله که با داغ الست آمده استپژمرده و سینه چاک و مست آمده استعرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 42