صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »ترجیعات
  4. »سی ‌و هفتم

سی ‌و هفتم

شاعر: رومی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

صنف: ترجیع بند

بند 1
Toggle stanza 1
11

ای بانگ و صلای آن جهانی

ای آمده تا مرا بخوانی

22

ما منتظر دم تو بودیم

شادآ، که رسول لامکانی

33

هین، قصهٔ آن بهار برگو

چون طوطی آن شکرستانی

44

افسرده شدیم و زرد گشتیم

از زمزمهٔ دم خزانی

55

ما را برهان ز مکر این پیر

ما را برسان بدان جوانی

66

زهر آمد آن شکر، که او داد

سردی و فسردگی نشانی

77

پا زهر بیار و چارهٔ کن

کز دست شدیم ما، تو دانی

88

زین زهر گیاهمان برون بر

هم موسی عهد و هم شبانی

99

پیش تو امانت شعیبم

ما را بچران به مهربانی

1010

تا ساحل بحر و روضه ما را

در پیش کنی و خوش برانی

1111

تا فربه و با نشاط گردیم

از سنبل و سوسن معانی

1212

پنهان گشتند این رسولان

از ننگ و تکبر ملولان

بند 2
Toggle stanza 2
1313

ای چشم و چراغ هردو دیده

ما را بقروی جان کشیده

1414

ما را ز قرو میار بیرون

ناخورده تمام، و ناچریده

1515

لاغر چو هلال ماند طفلی

سه ماه ز شیر وا بریده

1616

بگذار به لطف طفل جان را

اندر بر دایه در خزیده

1717

چون نالهٔ ما به گوشت آمد

آن را مشمار ناشنیده

1818

در لب، سر شاخ سخت گیرد

هر سیب که هست نارسیده

1919

از بیم، که تا نیفتد از شاخ

ماند بی‌ذوق و پژمریده

2020

جان نیست ازان جماد کمتر

با دایهٔ عقل برگزیده

2121

سه بوسه ز تو وظیفه دارم

ای بر رخ من سحر گزیده

2222

تا صلح کنیم بر دو، امروز

زیرا که ملولی و رمیده

2323

خامش، که کریم دلبرست او

اخلاق و خصال او حمیده

2424

هین، خواب مرو که دزد و لولی

دزدید کلاهت از فضولی

بند 3
Toggle stanza 3
2525

این نفس تو شد گنه فزایی

کرمی بد و گشت اژدهایی

2626

شب مرداری، حرام خواری

روز اخوت و دزد و ژاژخایی

2727

رو داد بخواه از امیری

صاحب علمی، صواب رایی

2828

نبود بلد از خلیفه خالی

مخلوق کیست، بی‌خدایی؟!

2929

رنجور بود جهان به تشویش

بی‌عدل و سیاست و لوایی

3030

بیماری و علت جهان را

شمشیر بود پسین دوایی

3131

هنگام جهاد اکبر آمد

خیز ای صوفی، بکن غزایی

3232

از جوع ببر گلوی شهوت

شوریده مشو به شوربایی

3333

تن باشد و جان، سخای درویش

اینست اصول هر سخایی

3434

بگداز به آتشش، که آتش

مر خامان راست کیمیایی

3535

خاموش که نار نور گردد

ساقی شود آتش و سقایی

3636

صد خدمت و صد سلام از ما

بر عقل کم خموش گویا

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

فتاد این دل به عشق پادشاهی

دو عالم را ز لطف او پناهی

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»سی و ششم

اگلی نظم

هر روز بگه ز در درآیی

بر دست شراب آشنایی

رومی»دیوان شمس»ترجیعات»سی و هشتم

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور