رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 756غزل شمارهٔ 756شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: دشودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںعلتی باشد که آن اندر بهاران بد شودگر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود22نقل کریںبر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منهعلت ناصور تو گر زانک گرگ و دد شود33نقل کریںهر درخت و باغ را داده بهاران بخششیهر درخت تلخ و شیرین آنچ میارزد شود44نقل کریںای برادر از رهی این یک سخن را گوش دارهر نباتی این نیرزد آنک چون سر زد شود55نقل کریںاز هزاران آب شهوت ناگهان آبی بودکز خمیرش صورت حسن و جمال و خد شود66نقل کریںوانگه آن حسن و جمالان خرج گردد صد هزارتا یکی را خود از آنها دولتی باشد شود77نقل کریںنیکبختان در جهان بسیار آیند و روندلیک بر درگاه شمس الدین نباید رد شود88نقل کریںهر که او یک سجده کردش گرچه کردش از نفاقدر دو عالم عاقبت او خاصه ایزد شود99نقل کریںاز جفاها یاد ماور ای حریف باوفازانک یاد آن جفاها در ره تو سد شود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بودزانک شاهنشاه ما هم شاه و هم درویش بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 755اگلی نظموصف آن مخدوم میکن گرچه میرنجد حسودکاین حسودی کم نخواهد گشت از چرخ کبودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 757◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بودزانک شاهنشاه ما هم شاه و هم درویش بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 755
اگلی نظموصف آن مخدوم میکن گرچه میرنجد حسودکاین حسودی کم نخواهد گشت از چرخ کبودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 757