رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1717غزل شمارهٔ 1717شاعر: رومیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: مصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںلولیکان تویم در بگشا ای صنملولیکان را دمی بار ده ای محتشم2نقل کریںای تو امان جهان ای تو جهان را چو جانای شده خندان دهان از کرمت دم به دم3نقل کریںامن دو عالم توی گوهر آدم تویهین که رسید از حبش بر سر کوی حشم4نقل کریںچون برسد کوس تو کمتر جاسوس توگردد هر لولیی صاحب طبل و علم5نقل کریںرایت نصرت فرست لشکر عشرت فرستتا که ز شادی ما جان نبرد هیچ غم6نقل کریںتیغ عرب برکنیم بر سر ترکان زنیمچون لطفت برکشد بر خط لولی رقم7نقل کریںخوف مهل در میان بانگ بزن کالامانعشرت با خوف جان راست نیاید به هم8نقل کریںمهر برآور به جوش وز دل چنگ آن خروشپر کن از عیش گوش پر کن از می شکم9نقل کریںتا سوی تبریز جان جانب شمس الزمانآید صافی روان گوید ای من منم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامشب جان را ببر از تن چاکر تمامتا نبود در جهان بیش مرا نقش و نامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1716اگلی نظمای تو ترش کرده رو تا که بترسانیمبسته شکرخنده را تا که بگریانیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1718آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمامشب جان را ببر از تن چاکر تمامتا نبود در جهان بیش مرا نقش و نامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1716
اگلی نظمای تو ترش کرده رو تا که بترسانیمبسته شکرخنده را تا که بگریانیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1718