رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 546غزل شمارهٔ 546شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: ازهشودصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شودوارهد از حد جهان بیحد و اندازه شود2نقل کریںخاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشدیا همگی رنگ شود یا همه آوازه شود3نقل کریںهر که شدت حلقهٔ در زود برد حقه زرخاصه که در باز کنی محرم دروازه شود4نقل کریںآب چه دانست که او گوهر گوینده شودخاک چه دانست که او غمزه غمازه شود5نقل کریںروی کسی سرخ نشد بیمدد لعل لبتبی تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود6نقل کریںناقه صالح چو ز کُه زاد یقین گشت مراکوه پی مژده تو اشتر جمازه شود7نقل کریںراز نهان دار و خمش ور خمشی تلخ بودآنچ جگرسوزه بود باز جگرسازه شود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبی تو به سر می نشود با دگری مینشودهر چه کنم عشق بیان بیجگری مینشودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 545اگلی نظمسجده کنم پیشکش آن قد و بالا، چه شود؟دیده کنم پیشکش آن دل بینا، چه شود؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 547آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلی اسلامی مذهبمحسن لیلهکوهیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبی تو به سر می نشود با دگری مینشودهر چه کنم عشق بیان بیجگری مینشودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 545
اگلی نظمسجده کنم پیشکش آن قد و بالا، چه شود؟دیده کنم پیشکش آن دل بینا، چه شود؟رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 547