رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 547غزل شمارهٔ 547شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: اچهشودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسجده کنم پیشکش آن قد و بالا، چه شود؟دیده کنم پیشکش آن دل بینا، چه شود؟2نقل کریںبادهٔ او را نخورم ور نخورم پس کِه خورد؟گر بخورم نقد و نیندیشم فردا، چه شود؟3نقل کریںبادهٔ او همدل من، بام فلک منزل منگر بگشایم پر خود، برپرم آن جا چه شود؟4نقل کریںدل نشناسم، چه بود؟ جان و بدن تا برودغم نخورم، غم نخورم، غم نخورم تا چه شود؟◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شودوارهد از حد جهان بیحد و اندازه شودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 546اگلی نظمچشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسدحسن و نمک تو را بود ناز دگر که را رسدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 548آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شودوارهد از حد جهان بیحد و اندازه شودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 546
اگلی نظمچشم تو ناز میکند ناز جهان تو را رسدحسن و نمک تو را بود ناز دگر که را رسدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 548