رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1377غزل شمارهٔ 1377شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: امتمیکنمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت میکنمتو کعبهای، هر جا روم قصد مقامت میکنم2نقل کریںهر جا که هستی حاضری، از دور در ما ناظریشب خانه روشن میشود چون یادِ نامت میکنم3نقل کریںگَه همچو باز آشنا بر دست تو پر میزنمگَه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت میکنم4نقل کریںگر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل میزنی؟!ور حاضری پس من چرا در سینه دامت میکنم5نقل کریںدوری به تن، لیک از دلم اندر دل تو روزنیستزان روزنِ دزدیده من چون مه پیامت میکنم6نقل کریںای آفتاب، از دورْ تو بر ما فرستی نورْ توای جان هر مهجور تو، جان را غلامت میکنم7نقل کریںمن آینهٔ دل را ز تو اینجا صقالی میدهممن گوش خود را دفتر لطف کلامت میکنم8نقل کریںدر گوش تو، در هوش تو، وَندر دل پرجوش تواینها چه باشد؟! تو منی وین وصف عامت میکنم9نقل کریںای دل، نه اندر ماجرا میگفت آن دلبر تو را«هر چند از تو کم شود از خود تمامت میکنم؟!»10نقل کریںای چاره در من چارهگر، حیران شو و نظّارهگربنگر کز این جمله صُوَر این دم کدامت میکنم11نقل کریںگَه راست مانند الف، گَه کژ چو حرف مختلفیک لحظه پخته میشوی، یک لحظه خامت میکنم12نقل کریںگر سالها ره میروی چون مهرهای در دست منچیزی که رامش میکنی زان چیز رامت میکنم13نقل کریںای شه حُسامالدّین حسن، میگوی با جانان که: «منجان را غلاف معرفت بهرِ حُسامت میکنم»◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنمحاجت ندارد یار من تا که منش یاری کنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1376اگلی نظمای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختمخورشید او را ذرهام این رقص از او آموختمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1378آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهیعلیرضا بخشی زاده روشنفکرسارا فیضقاصدک شنوآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنمحاجت ندارد یار من تا که منش یاری کنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1376
اگلی نظمای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختمخورشید او را ذرهام این رقص از او آموختمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1378