رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1376غزل شمارهٔ 1376شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: اریکنمصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںکاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنمحاجت ندارد یار من تا که منش یاری کنم2نقل کریںمن خاک تیره نیستم تا باد بر بادم دهدمن چرخ ازرق نیستم تا خرقه زنگاری کنم3نقل کریںدکان چرا گیرم چو او بازار و دکانم بودسلطان جانم پس چرا چون بنده جانداری کنم4نقل کریںدکان خود ویران کنم دکان من سودای اوچون کان لعلی یافتم من چون دکانداری کنم5نقل کریںچون سرشکسته نیستم سر را چرا بندم بگوچون من طبیب عالمم بهر چه بیماری کنم6نقل کریںچون بلبلم در باغ دل ننگست اگر جغدی کنمچون گلبنم در گلشنش حیفست اگر خاری کنم7نقل کریںچون گشتهام نزدیک شه از ناکسان دوری کنمچون خویش عشق او شدم از خویش بیزاری کنم8نقل کریںزنجیر بر دستم نهد گر دست بر کاری نهمدر خنب می غرقم کند گر قصد هشیاری کنم9نقل کریںای خواجه من جام میم چون سینه را غمگین کنمشمع و چراغ خانهام چون خانه را تاری کنم10نقل کریںیک شب به مهمان من آ تا قرص مه پیشت کشمدل را به پیش من بنه تا لطف و دلداری کنم11نقل کریںدر عشق اگر بیجان شوی جان و جهانت من بسمگر دزد دستارت برد من رسم دستاری کنم12نقل کریںدل را منه بر دیگری چون من نیابی گوهریآسان درآ و غم مخور تا منت غمخواری کنم13نقل کریںاخرجت نفسی عن کسل طهرت روحی عن فشللا موت الا بالاجل بر مرگ سالاری کنم14نقل کریںشکری علی لذاتها صبری علی آفاتهایا ساقیی قم هاتها تا عیش و خماری کنم15نقل کریںالخمر ما خمرته و العیش ما باشرتهپختهست انگورم چرا من غوره افشاری کنم16نقل کریںای مطرب صاحب نظر این پرده می زن تا سحرتا زنده باشم زنده سر تا چند مرداری کنم17نقل کریںپندار کامشب شب پری یا در کنار دلبریبیخواب شو همچون پری تا من پری داری کنم18نقل کریںقد شیدوا ارکاننا و استوضحوا برهانناحمدا علی سلطاننا شیرم چه کفتاری کنم19نقل کریںجاءَ الصَّفا زالَ الحزَن ، شُکراً لِوهّاب المِنَنای مشتری زانو بزن تا من خریداری کنم20نقل کریںزان از بگه دف می زنم زیرا عروسی می کنمآتش زنم اندر تتق تا چند ستاری کنم21نقل کریںزین آسمان چون تتق من گوشه گیرم چون افقذوالعرش را گردم قنق بر ملک جباری کنم22نقل کریںالدار من لا دار له و المال من لا مال لهخامش اگر خامش کنی بهر تو گفتاری کنم23نقل کریںبا شمس تبریزی اگر همخو و هم استارهامچون شمس اندر شش جهت باید که انواری کنم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمباز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنموین چرخِ مردمْخوار را چنگال و دندان بشکنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1375اگلی نظمای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت میکنمتو کعبهای، هر جا روم قصد مقامت میکنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1377آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبحسین رستگارامیرحسین بذرافشانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمباز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنموین چرخِ مردمْخوار را چنگال و دندان بشکنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1375
اگلی نظمای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت میکنمتو کعبهای، هر جا روم قصد مقامت میکنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1377