رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1378غزل شمارهٔ 1378شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: واموختمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختمخورشید او را ذرهام این رقص از او آموختم2نقل کریںای مه نقاب روی او ای آب جان در جوی اوبر رو دویدن سوی او زان آب جو آموختم3نقل کریںگلشن همیگوید مرا کاین نافه چون دزدیدهایمن شیری و نافه بری ز آهوی هو آموختم4نقل کریںاز باغ و از عرجون او وز طره میگون اواینک رسن بازی خوش همچون کدو آموختم5نقل کریںاز نقشهای این جهان هم چشم بستم هم دهانتا نقش بندی عجب بیرنگ و بو آموختم6نقل کریںدیدم گشاد داد او وان جود و آن ایجاد اومن دادن جان دم به دم زان دادخو آموختم7نقل کریںدر خواب بیسو می روی در کوی بیکو می رویشش سو مرو وز سو مگو چون غیر سو آموختم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت میکنمتو کعبهای، هر جا روم قصد مقامت میکنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1377اگلی نظمآمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدمدر چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1379آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت میکنمتو کعبهای، هر جا روم قصد مقامت میکنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1377
اگلی نظمآمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدمدر چشم مست من نگر کز کوی خمار آمدمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1379