صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 824

غزل شمارهٔ 824

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: ید

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
عاشقان پیدا و دلبر ناپدید
در همه عالم چنین عشقی که دید

The lovers visible and the Beloved invisible—who ever saw such a love in all the world?

22
نارسیده یک لبی بر نقش جان
صد هزاران جان‌ها تا لب رسید

Not one lip having attained the form of the Beloved, hundreds of thousands of souls have expired.

33
قاب قوسین از علی تیری فکند
تا سپرهای فلک‌ها را درید

Two bowshots’ distance shot an arrow from the heights, so that it tore through the shields of the skies.

44
ناکشیده دامن معشوق غیب
دل هزاران محنت و ضربت کشید

Not having drawn the skirt of the Beloved of the Unseen, the hearts of thousands have suffered tribulation and beating;

55
ناگزیده او لب شیرین لبی
چند پشت دست در هجران گزید

Not having bitten the lip of Him whose lip is sweet, how many have bitten the back of the hand in banishment!

66
ناچریده از لبش شاخ شکر
دل هزاران عشوه او را چرید

Not having grazed on the sugar-cane of His lip, the heart has grazed on His thousands of blandishments.

77
ناشکفته از گلستانش گلی
صد هزاران خار در سینه خلید

Not one rose having blossomed from His rosegarden, hundreds of thousands of thorns have pricked in the breast.

88
گرچه جان از وی ندید الا جفا
از وفاها بر امید او رمید

Though the soul has experienced nothing but cruelty from Him, it has fled away from mortal fidelities in hope of Him;

99
آن الم را بر کرم‌ها فضل داد
وان جفا را از وفاها برگزید

It has preferred that pain over generosities, and has chosen that cruelty above all fidelities.

1010
خار او از جمله گل‌ها دست برد
قفل او دلکشترست از صد کلید

His thorn has triumphed over all roses, His lock is more delightful than a hundred keys.

1111
جور او از دور دولت گوی برد
قندها از زهر قهرش بردمید

His tyranny has carried off the ball from the turn of good fortune; candies have blossomed from the poison of His wrath.

1212
رد او به از قبول دیگران
لعل و مروارید سنگش را مرید

His rejection is better than the reception of others; ruby and pearl are desirous of His stone.

1313
این سعادت‌های دنیا هیچ نیست
آن سعادت جو که دارد بوسعید

These worldly happinesses are nothing; seek that happiness which B¯u Sa‘¯ıd possesses.

1414
این زیادت‌های این عالم کمیست
آن زیادت جو که دارد بایزید

These augmentations of this world are less; seek that augmentation which B¯a Yaz¯ıd possesses.

1515
آن زیادت دست شش انگشت تست
قیمت او کم به ظاهر مستزید

That augmentation is your six-fingered hand; its value is less, though apparently it is augmenting.

1616
آن سناجو کش سنایی شرح کرد
یافت فردیت ز عطار آن فرید

Seek that radiance which San¯a’¯ı expounded, that Unique One whose uniqueness ‘At.t.¯ar revealed.

1717
چرب و شیرین می‌نماید پاک و خوش
یک شبی بگذشت با تو شد پلید

Fat and sweet food appear pure and good; one night they passed with you, and became filth.

1818
چرب و شیرین از غذای عشق خور
تا پرت برروید و دانی پرید

Eat the fat and sweet of the food of love, that your wings may sprout and you may know how to fly.

1919
آخر اندر غار در طفلی خلیل
از سر انگشت شیری می‌مکید

After all, Abraham as a child in the cave sucked from the fingertips of a lion.

2020
آن رها کن آن جنین اندر شکم
آب حیوانی ز خونی می‌مزید

Dismiss that; that foetus in the womb sucked the water of life from blood.

2121
قد و بالایی که چرخش کرد راست
عاقبت چون چرخ کژقامت خمید

The tall stature which heaven made upright in the end became bowed like the crooked heaven;

2222
قد و بالایی که عشقش برفراشت
برگذشت آن قدش از عرش مجید

The tall stature which Love raised up, its stature transcended the glorious Throne.

2323
نی خمش کن عالم السر حاضرست
نحن اقرب گفت من حبل الورید

Nay, be silent; He who knows all secrets is present; He said, We are nearer than the jugular vein.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عمر بر اومید فردا می‌رود

غافلانه سوی غوغا می‌رود

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 823

اگلی نظم

برنشین ای عزم و منشین ای امید

کز رسولانش پیاپی شد نوید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 825

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دل مَنِه بر دُنیی و اسبابِ او

زآن‌که از وی، کَس وفاداری ندید

حافظ»قطعات»قطعه شمارهٔ 14

سرخی خفچه نگر از سرخ بید

معصفر گون، پوشش او خود سفید

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 46

چون کشف انبوه غوغایی بدید

بانگ وژخ مردمان، خشم آورید

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 47

لشکر شب رفت و صبح اندر رسید

خیز و مهرویا فراز آور نبید

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 141

برنشین ای عزم و منشین ای امید

کز رسولانش پیاپی شد نوید

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 825

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00