رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2318غزل شمارهٔ 2318شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: ارهہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمستی ده و هستی ده ای غمزه خمارهتو دلبر و استادی ما عاشق و این کاره22نقل کریںما بر سر هر پشته گم کرده سر رشتهبیچاره تو گشته تو چاره بیچاره33نقل کریںصد چشمه بجوشانی در سینه چون مرمرای آب روان کرده از مرمر و از خاره44نقل کریںای سنگ سیه را تو کرده مدد دیدهوی از پس نومیدی بشکفته گل از ساره55نقل کریںای نور روان کرده از پیه دو چشم ماو اندیشه روان کرده از خون دل پاره◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای خاک کف پایت رشک فلکی بودهجان من و جان تو در اصل یکی بودهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2317اگلی نظمآن یار غریب من آمد به سوی خانهامروز تماشا کن اشکال غریبانهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2319◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچارهتا مرد نظر باشی نی مردم نظارهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2306◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای خاک کف پایت رشک فلکی بودهجان من و جان تو در اصل یکی بودهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2317
اگلی نظمآن یار غریب من آمد به سوی خانهامروز تماشا کن اشکال غریبانهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2319