صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر دوم
  4. »بخش 46 - سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود

بخش 46 - سبب پریدن و چرخیدن مرغی با مرغی کی جنس او نبود

The cause of a bird's flying and feeding with a bird that is not of its own kind.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
آن حکیمی گفت دیدم هم تکی
در بیابان زاغ را با لکلکی

How should a bird fly except with its own kind? The society of the uncongenial is the grave and the tomb. Said a certain sage, “I saw a crow running about with a stork.

22
در عجب ماندم بجستم حالشان
تا چه قدر مشترک یابم نشان

I marvelled long, and I investigated their case, in order that I might find the clue (as to) what it was that they had in common.

33
چون شدم نزدیک من حیران و دنگ
خود بدیدم هر دوان بودند لنگ

When, amazed and bewildered, I approached them, (then) indeed I saw that both of them were lame.”

44
خاصه شه‌بازی که او عرشی بود
با یکی جغدی که او فرشی بود
55
آن یکی خورشید علیین بود
وین دگر خفاش کز سجین بود

That one is the sun of ‘Illiyyún, while the other is a bat which belongs to Sijjín.

66
آن یکی نوری ز هر عیبی بری
وین یکی کوری گدای هر دری

That one is a luminary, free from every defect, while this (other) one is a blind man begging at every door.

77
آن یکی ماهی که بر پروین زند
وین یکی کرمی که در سرگین زید

That one is a moon that strikes (its beams) upon the Pleiades, while this (other) one is a worm that cleaves to dung.

88
آن یکی یوسف‌رخی عیسی‌نفس
وین یکی گرگی و یا خر با جرس

That one has the face of a Joseph, the breath of a Jesus, while this (other) one is a wolf or an ass with a bell.

99
آن یکی پران شده در لامکان
وین یکی در کاهدان همچون سگان

That one has flown to Spacelessness, while this (other) one is in the straw-barn, like the dogs.

1010
با زبان معنوی گل با جعل
این همی‌گوید که ای گنده‌بغل

With the tongue of (unspoken) meaning the rose is saying to the beetle this—“O stinking (creature),

1111
گر گریزانی ز گلشن بی گمان
هست آن نفرت کمال گلستان

If thou art fleeing from the rose-bed, doubtless that aversion (shown by thee) is (a sign of) the perfection of the rose-garden.

1212
غیرت من بر سر تو دورباش
می‌زند کای خس ازینجا دور باش

My jealousy (sense of dignity) smites thee on the head with a baton, (warning thee to) keep far away from here, O vile one;

1313
ور بیامیزی تو با من ای دنی
این گمان آید که از کان منی

For if, base wretch, thou shouldst mix with me, it will be thought that thou art of my stock.

1414
بلبلان را جای می‌زیبد چمن
مر جعل را در چمین خوشتر وطن

For nightingales the garden is the proper place; for the beetle the best home is in ordure.”

1515
حق مرا چون از پلیدی پاک داشت
چون سزد بر من پلیدی را گماشت

Since God has kept me pure from filth, how were it seemly to appoint a foul one for (companionship with) me?

1616
یک رگم زیشان بد و آن را برید
در من آن بدرگ کجا خواهد رسید

I had (in me) a vein of them (of their nature). He (God) cut it out: how (then) will he with the vein of evil attain unto me?

1717
یک نشان آدم آن بود از ازل
که ملایک سر نهندش از محل

One mark of Adam from eternity was this, that the angels should lay their heads (on the ground) before him, because it was his place (proper to his dignity).

1818
یک نشان دیگر آنک آن بلیس
ننهدش سر که منم شاه و رئیس

Another mark was that Iblís, saying, “I am the king and chief,” should not lay down his head before him.

1919
پس اگر ابلیس هم ساجد شدی
او نبودی آدم او غیری بدی
2020
هم سجود هر ملک میزان اوست
هم جحود آن عدو برهان اوست
2121
هم گواه اوست اقرار ملک
هم گواه اوست کفران سگک
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت جالینوس با اصحاب خود

مر مرا تا آن فلان دارو دهد

رومی»مثنوی معنوی»دفتر دوم»بخش 45 - تملق کردن دیوانه جالینوس را و ترسیدن جالینوس

اگلی نظم

شخص خفت و خرس می‌راندش مگس

وز ستیز آمد مگس زو باز پس

رومی»مثنوی معنوی»دفتر دوم»بخش 47 - تتمهٔ اعتماد آن مغرور بر تملق خرس

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00