صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر ششم
  4. »بخش 20 - امتحان کردن مصطفی علیه‌السلام عایشه را رضی الله عنها کی چه پنهان می‌شوی پنهان مشو که اعمی ترا نمی‌بیند تا پدید آید کی عایشه رضی الله عنها از ضمیر مصطفی علیه السلام واقف هست یا خود مقلد گفت ظاهرست

بخش 20 - امتحان کردن مصطفی علیه‌السلام عایشه را رضی الله عنها کی چه پنهان می‌شوی پنهان مشو که اعمی ترا نمی‌بیند تا پدید آید کی عایشه رضی الله عنها از ضمیر مصطفی علیه السلام واقف هست یا خود مقلد گفت ظاهرست

How Mustafá (Mohammed), on whom be peace, made trial of ‘Á’isha, may God be pleased with her, and said, “Why art thou hiding? Do not hide, for the blind man cannot see thee,” in order that it might appear whether ‘Á’isha was acquainted with the secret thoughts of Mustafá, on whom be peace, or whether she was (merely) one who would follow his expressed wishes.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

گفت پیغامبر برای امتحان

او نمی‌بیند ترا کم شو نهان

The Prophet said by way of trial, “He cannot see thee: do not hide.”

2

کرد اشارت عایشه با دستها

او نبیند من همی‌بینم ورا

‘Á’isha made a sign with her hands (as though to say), “(If) he does not see (me), yet I see him.”

3

غیرت عقل است بر خوبی روح

پر ز تشبیهات و تمثیل این نصوح

Reason's jealousy of the beauty of the Spirit is (the cause of) this sincere admonition being full of similitudes and allegories.

4

با چنین پنهانی‌یی کاین روح راست

عقل بر وی این چنین رشکین چراست

Notwithstanding that this Spirit is so hidden, why is Reason so jealous of Him?

5

از که پنهان می‌کنی ای رشک‌خو

آنکه پوشیده‌ست نورش روی او

O jealous one, from whom art thou hiding Him whose face is concealed by His light?

6

می‌رود بی‌روی‌پوش این آفتاب

فرط نور اوست رویش را نقاب

This Sun goes with face uncovered: His face is veiled by the excess of His light.

7

از که پنهان می‌کنی ای رشک‌ور

که آفتاب از وی نمی‌بیند اثر

From whom art thou hiding Him, O jealous one? The sun (itself) cannot see a trace of Him.

8

رشک از آن افزون‌ترست اندر تنم

کز خودش خواهم که هم پنهان کنم

(Reason says), “The jealousy in my body is (all) the greater because I desire to hide Him even from myself.

9

ز آتشِ رشکِ گران‌آهنگ، من

با دو چشم و گوشِ خود در جنگ، من

On account of the fire of fell jealousy I am at war with my own eyes and ears.”

10

چون چنین رشکیستت ای جان و دل

پس دهان بر بند و گفتن را بهل

Since thou hast such a (mighty) jealousy, O my soul and heart, close thy mouth and leave off speaking.

11

ترسم ار خامش کنم آن آفتاب

از سوی دیگر بدراند حجاب

(Reason says), “If I keep silence, I fear that that Sun will rend the veil and (display Himself) from another quarter.”

12

در خموشی گفت ما اظهر شود

که ز منع آن میل افزون‌تر شود

In (keeping) silence our (inward) speaking (of Him) is (only) made more evident, since the desire (for manifestation) is increased by suppression.

13

گر بغرد بحر غره‌ش کف شود

جوش احببت بان اعرف شود

If the Sea roar, its roaring turns to foam and becomes the surge of “I desired to be known.”

14

حرف گفتن بستن آن روزنست

عین اظهار سخن پوشیدنست

To utter words (concerning Him) is to shut the window (through which He reveals Himself): the very act of expression is the concealment (of Him).

15

بلبلانه نعره زن در روی گل

تا کنی مشغولشان از بوی گل

Sing, like nightingales, in the presence of the Rose, in order that you may divert them from the scent of the Rose,

16

تا به قل مشغول گردد گوششان

سوی روی گل نپرد هوششان

So that their ears will be engaged in (listening to) the song, and their attention will not fly to the face of the Rose.

17

پیش این خورشید کو بس روشنیست

در حقیقت هر دلیلی ره‌زنیست

Before this Sun, which is exceedingly radiant, every guide is in reality a highway robber.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اندر آمد پیش پیغامبر ضریر

کای نوابخش تنور هر خمیر

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 19 - در آمدن ضریر در خانهٔ مصطفی علیه‌السلام و گریختن عایشه رضی الله عنها از پیش ضریر و گفتن رسول علیه‌السلام کی چه می‌گریزی او ترا نمی‌بیند و جواب دادن عایشه رضی الله عنها رسول را صلی الله علیه و سلم

اگلی نظم

مطرب آغازید پیش ترک مست

در حجاب نغمه اسرار الست

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 21 - حکایت آن مطرب کی در بزم امیر ترک این غزل آغاز کرد گلی یا سوسنی یا سرو یا ماهی نمی‌دانم ازین آشفتهٔ بی‌دل چه می‌خواهی نمی‌دانم و بانگ بر زدن ترک کی آن بگو کی می‌دانی و جواب مطرب امیر را

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور