صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر سوم
  4. »بخش 205 - تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلام

بخش 205 - تشبیه صورت اولیا و صورت کلام اولیا به صورت عصای موسی و صورت افسون عیسی علیهما السلام

Comparison of the form of the saints and the form of the speech of the saints to the form of the rod of Moses and to the form of the incantation of Jesus, peace be on them both!

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

آدمی همچون عصای موسی‌است

آدمی همچون فسون عیسی‌است

Man is like the rod of Moses; Man is like the incantation of Jesus.

2

در کف حق بهر داد و بهر زین

قلب مومن هست بین اصبعین

For the sake of justice and for the sake of decorum, the true believer's heart is in the hand of God, between (His) two fingers.

3

ظاهرش چوبی ولیکن پیش او

کون یک لقمه چو بگشاید گلو

Its (the rod's) exterior (form) is a piece of wood, but (all created) existence is one mouthful to it when it opens its throat.

4

تو مبین ز افسون عیسی حرف و صوت

آن ببین کز وی گریزان گشت موت

In the incantation of Jesus do not regard (merely) the letter and the sound: regard the fact that Death turned and fled from it.

5

تو مبین ز افسونش آن لهجات پست

آن نگر که مرده بر جست و نشست

In his incantation do not regard the petty words: consider that the dead sprang up and sat down.

6

تو مبین مر آن عصا را سهل یافت

آن ببین که بحر خضرا را شکافت

In (the case of) that rod, do not regard the easy getting (of it): regard the fact that it cleft the green sea.

7

تو ز دوری دیده‌ای چتر سیاه

یک قدم فا پیش نه بنگر سپاه

You have seen from afar the black canopy: take a step forward and behold the army!

8

تو ز دوری می‌نبینی جز که گرد

اندکی پیش آ ببین در گرد مرد

From afar you see nothing but the dust: advance a little and see the man in the dust.

9

دیده‌ها را گرد او روشن کند

کوهها را مردی او بر کند

His dust makes eyes bright; his manliness uproots mountains.

10

چون بر آمد موسی از اقصای دشت

کوه طور از مقدمش رقاص گشت

When Moses came up from the remotest part of the desert, at his advent Mount Sinai began to dance.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آنک گویند اولیا در کُه بُوَند

تا ز چشم مردمان پنهان شوند

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 204 - بیان آنک رفتن انبیا و اولیا به کوهها و غارها جهت پنهان کردن خویش نیست و جهت خوف تشویش خلق نیست بلک جهت ارشاد خلق است و تحریض بر انقطاع از دنیا به قدر ممکن

اگلی نظم

روی داود از فرش تابان شده

کوهها اندر پیش نالان شده

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 206 - تفسیر یا جبال اوبی معه والطیر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور