صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر پنجم
  4. »بخش 93 - حکایت در بیان آنک کسی توبه کند و پشیمان شود و باز آن پشیمانیها را فراموش کند و آزموده را باز آزماید در خسارت ابد افتد چون توبهٔ او را ثباتی و قوتی و حلاوتی و قبولی مدد نرسد چون درخت بی‌بیخ هر روز زردتر و خشک‌تر نعوذ بالله

بخش 93 - حکایت در بیان آنک کسی توبه کند و پشیمان شود و باز آن پشیمانیها را فراموش کند و آزموده را باز آزماید در خسارت ابد افتد چون توبهٔ او را ثباتی و قوتی و حلاوتی و قبولی مدد نرسد چون درخت بی‌بیخ هر روز زردتر و خشک‌تر نعوذ بالله

Story demonstrating that (when) a person repents and feels remorse and then forgets his feelings of remorse and tries again what he has tried (before), he falls into everlasting perdition. Unless his repentance be reinforced by a (great) firmness and strength and by a (great) sweetness and acceptance (experienced inwardly), it is like a rootless tree, more faded and withered every day. We take refuge with God (from that).

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

گازری بود و مر او را یک خری

پشت ریش اشکم تهی و لاغری

(Once) there was a washerman, who had an ass with a sore on its back and empty-bellied and lean.

2

در میان سنگلاخ بی‌گیاه

روز تا شب بی‌نوا و بی‌پناه

(He kept it) in ground covered with stones, where no grass grew: from morning till night it went without food and shelter.

3

بهر خوردن جز که آب آنجا نبود

روز و شب بد خر در آن کور و کبود

Except water, there was nothing for it to eat or drink: the ass was in that miserable state by day and by night.

4

آن حوالی نیستان و بیشه بود

شیر بود آنجا که صیدش پیشه بود

In the neighbourhood was a reed-bed and a jungle, where a lion lived whose occupation was hunting.

5

شیر را با پیل نر جنگ اوفتاد

خسته شد آن شیر و ماند از اصطیاد

A battle took place between the lion and a fierce elephant: the lion was wounded and disabled from going to hunt.

6

مدتی وا ماند زان ضعف از شکار

بی‌نوا ماندند دد از چاشت‌خوار

On account of his weakness he was unable to hunt for some time, and the (smaller) wild animals were deprived of their morning-meal;

7

زانک باقی‌خوار شیر ایشان بدند

شیر چون رنجور شد تنگ آمدند

For they used to eat the lion's leavings: when the lion became ill they suffered distress.

8

شیر یک روباه را فرمود رو

مر خری را بهر من صیاد شو

The lion gave orders to a fox, saying, “Go and hunt an ass for me.

9

گر خری یابی به گرد مرغزار

رو فسونش خوان فریبانش بیار

If you find an ass round about the meadow, go, charm him with specious talk, beguile him, and bring him (here).

10

چون بیابم قوتی از گوشت خر

پس بگیرم بعد از آن صیدی دگر

As soon as I gain some strength from (eating) the flesh of the ass, then afterwards I will seize another victim.

11

اندکی من می‌خورم باقی شما

من سبب باشم شما را در نوا

I will eat (only) a little, ye (shall have) the rest: I am the means (appointed) for you as regards (your supply of) food.

12

یا خری یا گاو بهر من بجوی

زان فسونهایی که می‌دانی بگوی

Procure for me either an ass or an ox: address (to them) some of the charming words that you know (how to use).

13

از فسون و از سخنهای خوشش

از سرش بیرون کن و اینجا کشش

Deprive him of his wits by flatteries and fair words and bring him here.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بعد از آن آمد کسی کز مرحمت

دختر سلطان ما می‌خواندت

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 92 - باز خواندن شه‌زاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن

اگلی نظم

قطب شیر و صید کردن کار او

باقیان این خلق باقی‌خوار او

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 94 - تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل به شیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور