صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر سوم
  4. »بخش 46 - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود

بخش 46 - جواب گفتن ساحر مرده با فرزندان خود

How the dead magician answered his sons.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
گفتشان در خواب کای اولاد من
نیست ممکن ظاهر این را دم زدن

He cried, “O my dearest sons, it rests (with God) to declare this (matter) plainly.

22
فاش و مطلق گفتنم دستور نیست
لیک راز از پیش چشمم دور نیست

It is not permitted to me to speak openly and freely, yet the mystery is not far from mine eye.

33
لیک بنمایم نشانی با شما
تا شود پیدا شما را این خفا

But I will show unto you a sign, that this hidden thing may be made manifest to you.

44
نور چشمانم چو آنجا گه روید
از مقام خفتنش آگه شوید

O light of mine eyes, when ye go thither, become acquainted with the place where he sleeps,

55
آن زمان که خفته باشد آن حکیم
آن عصا را قصد کن بگذار بیم

And at the time when that Sage is asleep, make for the rod, abandon fear.

66
گر بدزدی و توانی ساحرست
چارهٔ ساحر بَرِ تو حاضرست

If thou shalt steal it and art able (to do so), he is a magician; the means of dealing with a magician is present with thee;

77
ور نتانی هان و هان آن ایزدیست
او رسول ذوالجلال و مهتدیست

But if thou canst not (steal it), beware and beware! That (man) is of God: he is the messenger of the Glorious (God) and is (divinely) guided.

88
گر جهان فرعون گیرد شرق و غرب
سرنگون آید خدا آنگاه حرب

Though Pharaoh occupy the world, east and west, he will fall headlong: God and then war!

99
این نشان راست دادم جان باب
بر نویس الله اعلم بالصواب

I give (thee) this true sign, O soul of thy father: inscribe it (in thy heart): God best knoweth the right course.

1010
جان بابا چون بخسپد ساحری
سحر و مکرش را نباشد رهبری

O soul of thy father, when a magician sleeps, there is none to direct his magic and craft.

1111
چونک چوپان خفت گرگ آمن شود
چونک خفت آن جهد او ساکن شود

When the shepherd has gone to sleep, the wolf becomes unafraid: when he sleeps, his exertion ceases;

1212
لیک حیوانی که چوپانش خداست
گرگ را آنجا امید و ره کجاست

But the animal whose shepherd is God—how hath the wolf hope or way (of getting) there?

1313
جادوی که حق کند حقست و راست
جادوی خواندن مر آن حق را خطاست

The sorcery which God practises is real and true: ’tis wrong to call that real thing sorcery.

1414
جان بابا این نشان قاطعست
گر بمیرد نیز حقش رافعست

O soul of thy father, this is the decisive sign: even if he (a prophet) die, God exalteth him.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بعد از آن گفتند ای مادر بیا

گور بابا کو، تو ما را ره نما

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 45 - خواندن آن دو ساحر پدر را از گور و پرسیدن از روان پدر حقیقت موسی علیه السلام

اگلی نظم

مصطفی را وعده کرد الطاف حق

گر بمیری تو نمیرد این سبق

رومی»مثنوی معنوی»دفتر سوم»بخش 47 - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00