صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر ششم
  4. »بخش 54 - قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین

بخش 54 - قال النبی علیه السلام ان الله تعالی یلقن الحکمة علی لسان الواعظین بقدر همم المستمعین

The Prophet, on whom be peace, said, ‘Verily God teaches wisdom by the tongues of the preachers according to the measure of the aspirations of those who hear them.’

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

جذب سمعست ار کسی را خوش لبیست

گرمی و جد معلم از صبیست

If any one have suave eloquence, hearing draws it out: the teacher's enthusiasm and energy are (derived) from the boy (whom he teaches).

2

چنگیی را کو نوازد بیست و چار

چون نیابد گوش گردد چنگ بار

When the harpist who plays the four-and-twenty (musical modes) finds no ear (to listen), his harp becomes a burden;

3

نه حراره یادش آید نه غزل

نه ده انگشتش بجنبد در عمل

Neither ditty nor ode comes into his memory: his ten fingers will not get to work.

4

گر نبودی گوشهای غیب‌گیر

وحی ناوردی ز گردون یک بشیر

5

ور نبودی دیده‌های صنع‌بین

نه فلک گشتی نه خندیدی زمین

If there were no ears to receive (the message from) the Unseen, no announcer (prophet) would have brought a Revelation from Heaven;

6

آن دم لولاک این باشد که کار

از برای چشم تیزست و نظار

7

عامه را از عشق هم‌خوابه و طبق

کی بود پروای عشق صنع حق

8

آب تتماجی نریزی در تغار

تا سگی چندی نباشد طعمه‌خوار

You do not pour tutmáj broth into a trough till there are a number of greedy dogs to drink it.

9

رو سگ کهف خداوندیش باش

تا رهاند زین تغارت اصطفاش

Go, be the Cave-dog of His Lordship in order that His election (of you) may deliver you from this trough.

10

چونک دزدیهای بی‌رحمانه گفت

کی کنند آن درزیان اندر نهفت

When he (the story-teller) related the pitiless thefts which those tailors commit in secret, A Turk from Khitá (who was) amongst the crowd (audience) was exceedingly annoyed by that exposure.

11

اندر آن هنگامه ترکی از خطا

سخت طیره شد ز کشف آن غطا

12

شب چو روز رستخیز آن رازها

کشف می‌کرد از پی اهل نهی

At night-time he (the story-teller) was exposing those secrets (of the tailors) for the benefit of the intelligent (listeners), as (plainly as secrets shall be exposed) on the Day of Resurrection.

13

هر کجا آیی تو در جنگی فراز

بینی آنجا دو عدو در کشف راز

Wherever you come to close quarters with a wrangle, you will see there two enemies (engaged) in exposing (each other's) secret.

14

آن زمان را محشر مذکور دان

وان گلوی رازگو را صور دان

Know that that hour (of quarrel) is (like) the (hour of the) Last Judgement mentioned (in the Qur’án), and know that the throat which tells the secret is (like) the trumpet (of Isráfíl);

15

که خدا اسباب خشمی ساختست

وآن فضایح را بکوی انداختست

1670 For God hath provided the motives of anger and (thus) hath caused those shameful things to be divulged.

16

بس که غدر درزیان را ذکر کرد

حیف آمد ترک را و خشم و درد

17

گفت ای قَصّاص در شهر شما

کیست استاتر درین مکر و دغا

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت قاضی بس تهی‌رو صوفیی

خالی از فطنت چو کاف کوفیی

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 53 - جواب قاضی سؤال صوفی را و قصهٔ ترک و درزی را مثل آوردن

اگلی نظم

گفت خیاطیست نامش پور شش

اندرین چستی و دزدی خلق‌کش

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 55 - دعوی کردن ترک و گرو بستن او کی درزی از من چیزی نتواند بردن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور