صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر چهارم
  4. »بخش 94 - باز گفتن موسی علیه‌السلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تا به خبیری حق ایمان آورد یا گمان برد

بخش 94 - باز گفتن موسی علیه‌السلام اسرار فرعون را و واقعات او را ظهر الغیب تا به خبیری حق ایمان آورد یا گمان برد

How Moses, on whom be peace, declared (by inspiration) from the Unseen the secret thoughts and visions of Pharaoh, in order that he might truly believe in the omniscience of God or (at least) hold that opinion.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
11

ز آهن تیره بقدرت می‌نمود

واقعاتی که در آخر خواست بود

From the dark iron (of thy nature) He, by His power, was showing forth the visions that should come to pass in the end,

22

تا کنی کمتر تو آن ظلم و بدی

آن همی‌دیدی و بدتر می‌شدی

In order that thou might’st lessen (refrain from) that injustice and wickedness: thou wert seeing those (visions) and becoming more wicked.

33

نقشهای زشت خوابت می‌نمود

می‌رمیدی زان و آن نقش تو بود

He was showing unto thee hideous forms in dream: thou wert shrinking back from them, and (in reality) they were thy (own) form;

44

هم‌چو آن زنگی که در آیینه دید

روی خود را زشت و بر آیینه رید

Like the Ethiopian (negro) who saw in the mirror that his face was ugly, et in speculum cacavit,

55

که چه زشتی لایق اینی و بس

زشتیم آن تواست ای کور خس

Saying, ‘How ugly thou art! Thou art deserving only of this.’ (The mirror replies), ‘My ugliness belongs to thee, O vile blind one.

66

این حدث بر روی زشتت می‌کنی

نیست بر من زانک هستم روشنی

Thou art putting this filth on thy ugly face: it is not on me, for I have splendour.’

77

گاه می‌دیدی لباست سوخته

گه دهان و چشم تو بر دوخته

At one time thou wert seeing (in vision) thy raiment burnt; at another time thy mouth and eyes stitched up;

88

گاه حیوان قاصد خونت شده

گه سر خود را به دندان دده

Now a (rapacious) animal seeking thy blood; now thy head in the teeth of a wild beast;

99

گه نگون اندر میان آبریز

گه غریق سیل خون‌آمیز تیز

Now (in thy dream thou wert) upside down in the midst of a latrine; now sunk in a fierce blood-dyed torrent;

1010

گه ندات آمد ازین چرخ نقی

که شقیی و شقیی و شقی

Now from this pure heaven came to thee a voice crying, ‘Thou art damned, thou art damned, damned’;

1111

گه ندات آمد صریحا از جبال

که برو هستی ز اصحاب الشمال

Now from the mountains came to thee a voice, (saying) plainly, ‘Begone! Thou art one of the people of the left hand’;

1212

گه ندا می‌آمدت از هر جماد

تا ابد فرعون در دوزخ فتاد

Now from every inanimate thing was coming to thee a voice (which cried), ‘Pharaoh is fallen into Hell for evermore’;

1313

زین بترها که نمی‌گویم ز شرم

تا نگردد طبع معکوس تو گرم

(And thou sawest) worse things than these, which from shame I will not tell, lest thy perverted nature become hot (with anger).

1414

اندکی گفتم به تو ای ناپذیر

ز اندکی دانی که هستم من خبیر

I have told thee a little, O thou who wilt not accept (my warning): from a little thou mayst know that I am acquainted (with the whole).

1515

خویشتن را کور می‌کردی و مات

تا نیندیشی ز خواب و واقعات

Thou wert making thyself blind and dead, that thou might’st not bethink thee of the dreams and visions.

1616

چند بگریزی نک آمد پیش تو

کوری ادراک مکراندیش تو

How long wilt thou flee? Lo, it is come to thee in despite of thy guile-meditating perception.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

پس چو آهن گرچه تیره‌هیکلی

صیقلی کن صیقلی کن صیقلی

رومی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش 93 - بیان آنک تن خاکی آدمی هم‌چون آهن نیکو جوهر قابل آینه شدن است تا درو هم در دنیا بهشت و دوزخ و قیامت و غیر آن معاینه بنماید نه بر طریق خیال

اگلی نظم

هین مکن زین پس فراگیر احتراز

که ز بخشایش در توبه‌ست باز

رومی»مثنوی معنوی»دفتر چهارم»بخش 95 - بیان آنک در توبه بازست

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور