شاعر: رودکی
بانگ زله کرد خواهد کر گوش
وایچ ناساید به گرما از خروش
برزند آواز دونانک به دست
بانگ دونانک سه چند آوای هست
زمین
جوع خود سلطان داروهاست هین
جوع در جان نه چنین خوارش مبین
رومیمثنوی معنویدفتر پنجمبخش 122 - در بیان فضیلت احتما و جوع
مصطفا گفتهست چون آدم بعلم
نوح فهم آنگاه ابراهیم حلم
عطارمصیبت نامهآغاز کتاببخش 14 - فی فضائله
هر گلی کان بود بر شاخی بچید
بلبل بیچاره کان حالت بدید
عطارنزهت الاحباببخش 17 - آمدن باغبان در بوستان و چیدن گلها و نومید شدن بلبل
هست فاسق را سه خصلت در نهاد
باشد اول در دلش حب فساد
عطارپندنامهبخش 57 - در صفت علامتهای فاسق
گفت: هنگامی یکی شهزاده بود
گوهری و پر هنر آزاده بود
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 7
فارسی متن کا ماخذ: گنجور