شاعر: رودکی
وز درخت اندر، گواهی خواهد اوی
تو بدانگاه از درخت اندر بگوی:
کان تبنگوی اندرو دینار بود
آن ستد ز یدر که ناهشیار بود
زمین
قوم گفتندش که چندین گاه ما
جان فدا کردیم در عهد و وفا
رومیمثنوی معنویدفتر اولبخش 52 - انکار کردن نخچیران بر خرگوش در تاخیر رفتن بر شیر
معصیت از هر که صادر شود ناپسندیده است و از علما ناخوبتر؛ که علم سلاح جنگ شیطان است و خداوندِ سلاح را چون به اسیری برند شرمساری بیش برد.
عام نادان پریشان روزگار
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 60
بیخودی میگفت در پیش خدای
کای خدا آخر دری بر من گشای
عطارمنطقالطیربیان وادی طلبحکایت مردی که گشایش میخواست و جواب رابعه به او
شب زمستان بود، کپی سرد یافت
کرمکی شبتاب ناگاهی بتافت
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامهبخش 4
فارسی متن کا ماخذ: گنجور