صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رودکی
  2. »قصاید و قطعات
  3. »شمارهٔ 92

شمارهٔ 92

شاعر: رودکی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ان

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

یاد کن زیرت اندرون تن شوی

تو برو خوار خوابنیده، ستان

2

جعد مویانت جعد کنده همی

ببریده برون تو پستان

3

پیر فرتوت گشته بودم سخت

دولت او مرا بکرد جوان

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شاهی، که به روز رزم از رادی

زرین نهد او به تیر در پیکان

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 91

اگلی نظم

یخچه می‌بارید از ابر سیاه

چون ستاره بر زمین از آسمان

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 93

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

دوستان را در دل رنج‌ها باشد که آن به هیچ دارویی خوش نشود، نه به خفتن نه به گشتن و نه به خوردن؛ الّا به دیدار دوست که لِقاء الْخَلِیْلِ شِفَاءُ العَلیْلِ تا حدّی که اگر منافقی میان مؤمنان بنشیند از تأثیر ایشان آن لحظه مؤمن می‌شود کقوله تعالی وَاِذَا لَقُواالذِّیْنَ آمَنُوْا قَالُوْا آمَناّ فَکَیفَ که مؤمن با مؤمن بنشیند چون در منافق این عمل می‌کند بنگر که در مؤمن چه منفعت‌ها کند. بنگر که آن پشم از مجاورت عاقلی چنین بساط منقّش شد و این خاک به مجاورت عاقل چنین سرایی خوب شد، صحبت عاقل در جمادات چنین اثر کرد بنگر که صحبت مؤمنی در مؤمن چه اثر کند. از صحبت نفسِ جزوی و عقل مختصر جمادات به این مرتبه رسیدند و این جمله سایهٔ عقل جزوی‌ست، از سایه شخص را قیاس توان کردن اکنون ازینجا قیاس کن که چه عقل و فرهنگ می‌باید که از آن این آسمان‌ها و ماه و آفتاب و هفت طبقهٔ زمین پیدا شود وآنچ در مابین ارض و سماست این جملهٔ موجودات سایهٔ عقل کلّی‌ست، سایهٔ عقل جزوی مناسب سایهٔ شخصش، و سایهٔ عقل کلّی که موجودات است مناسب اوست و اولیای حقّ غیر این آسمان‌ها آسمان‌های دیگر مشاهده کرده‌اند که این آسمان‌ها در چشمشان نمی‌آید و این حقیر می‌نماید پیش ایشان و پای بر اینها نهاده‌اند و گذشته‌اند.

آسمان‌هاست در ولایت جان

رومی»فیه ما فیه»فصل شصت و دوم - دوستان را در دل رنجها باشد که آن به هیچ دارو‌یی خوش نشود

برگ تحویل می‌کند رمضان

بار تودیع بر دل اِخْوان

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 43 - در وداع ماه رمضان

چرخ نارد به حکم صدر دوران

جان نزاید به سعی چار ارکان

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 138 - در مدح محمد تکین بغراخان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور