صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »مثنویات
  3. »شمارهٔ 23 - محفل انس

شمارهٔ 23 - محفل انس

شاعر: عرفی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

نیمشبی با دو سه دستان طراز

کرده بافسون در افسانه باز

2

تهمتیان غم عشق صنم

چون من و عرفی همه افسون دم

3

حجله بذیل نفس آمیخته

هر نفسی رنگ نوی ریخته

4

بردل خود بسته یکایک طراز

پرده زآرایش خود کرده باز

5

کنج مصیبتکده داشتیم

تخم نه اندوخته میکاشتیم

6

جمله تهی مایه و گوهر فروش

تشنه لب و چشمه کوثر فروش

7

نازده می چهره برافروخته

خام چو شادی و چو غم سوخته

8

مایه بی دردی لاف و ملال

از طیران مست و فرو بسته بال

9

محرم دل با همه بیگانگی

با مگسی دعوی پروانگی

10

سوخته داخل آن جمع بود

کش همگی سوخته شمع بود

11

از طیران بسته پرعرض حال

شعله نهان ساخته در زیر بال

12

سردی از آن جمع دروکار کرد

نغمه رمزی به نفس یار کرد

13

تیغ ملامت ببلاغت کشید

طنز در آغوش کنایت کشید

14

کنج مصیبتکده شمعیش بود

ریخت بپروانه او مشت دود

15

گفت که ای زایر ایوان شمع

گرد تو ننشسته بدامان شمع

16

زاول شب تا دم صبح امید

دیده شب هیچ نماندی سفید

17

تخم شد آمد بهوا کاشتی

پاس رخ شمع همیداشتی

18

تا بکی ای هدهد مشکین نفس

بال و پر افشانی و رانی مگس

19

در غم این دیده نغنوده شو

آخر ازین شغل برآسوده شو

20

خود چکند شمع مگس ران ما

سایه ببر از سر ایوان ما

21

ای بزوایای هوا عنکبوت

کم ز مگس از مگسی کرده قوت

22

رشته پروانه تنیدن که چه

بر مگسی دام کشیدن که چه

23

قوت خود از شعله کن ای بلهوس

بلکه تو شو طعمه آتش چو خس

24

برگذر از طرف حریم وصال

در شکن این جنبش ناقص ببال

25

بال مگس نیز بجنبش دراست

جنبشی از بال تو کاملتر است

26

گر بره کام بود گرم خیز

بر قدم قند بود بوسه ریز

27

کام مگس لب بشکر دوختن

مطلب پروانه فرو سوختن

28

گر مگسی بر اثر قند باش

ورنه درآتش شو و خرسند باش

29

غوطه در آتش زن وکوثر شمار

شعله بفانوسی خود بر گمار

30

گرنه در آتش بودت جایگاه

کی بودت در دل معشوق راه

31

دیده بآمیزش او باز کن

مست حمیت شو و پرواز کن

32

عرفی ازین دره چه سان بر شوم

جای قدم نیست که برتر شوم

33

ورنه هنوزم هوسی در سر است

نامه پرواز به بال اندر است

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای بصفا انجمن آرای حسن

حسن ز رویت بتماشای حسن

عرفی»مثنویات»شمارهٔ 22 - حسن و عشق

اگلی نظم

رابعه آن مریم معنی مسیح

آن چو لب دلبر کنعان ملیح

عرفی»مثنویات»شمارهٔ 24 - داستان رابعه

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور