صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »مثنویات
  3. »شمارهٔ 20 - مقام سخن

شمارهٔ 20 - مقام سخن

شاعر: عرفی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

نیش قلم چون ره کاوش گرفت

چشمه آثار تراوش گرفت

22

قطره اول که نم از پرده داد

آب سخن بود کز آن چشمه زاد

33

نایره بگشود و بهرسو دوید

میوه فشان طوبی جان بر دمید

44

سیلی ازو رفت بباغ بهشت

برگ و بر وی بحلاوت سرشت

55

شهرت یک حوض به تسنیم داد

نام یکی چشمه کوثر نهاد

66

نایره فیض بعالم گشود

چشمه حیوان هم از این نم گشود

77

در چمن و باغ ثمرزای کن

چشمه هر آب سخن دان سخن

88

برگ ببرگ و ثمر اندر ثمر

از نم این چشمه بود بهره ور

99

صاف دگر رفته بهر جام ازو

ذوق دگر یافته هر کام ازو

1010

از نم این چشمه آتش فشان

زمزمه عشق بود خون چکان

1111

از غم این چشمه ریزان بخاک

مرغ چمن زد نفس تابناک

1212

هر برو برگی که نمائیش هست

از نم این چشمه صفائیش هست

1313

هر برو برگی که صفیر زبان

دست بدست آورد از مرغ جان

1414

فضله خاشاک گلستان اوست

خارکن گلبن بستان اوست

1515

فاتح گنجینه اسرار غیب

میوه فشان طوبی گلزار غیب

1616

شمع خرد شعله آتش فروز

در حرم معنویان عود سوز

1717

آب و هوای چمن معنوی

شاهد جان در حرمش منزوی

1818

نغمه گشای لب دل بستگان

تب شکن صبر جگر خستگان

1919

جعد پریشانی ازو مجتمع

منصب جبریلی از و مرتفع

2020

در حرم آرایش قندیل سنج

بتکده را نغمه انجیل سنج

2121

نغمه طراز چمن مدعا

آینه صورت معنی نما

2222

داروی بیهوشی مستان هوش

سامعه گوهر غیبی فروش

2323

مرغ زبانان سلیمان فریب

در هوس نغمه او نا شکیب

2424

ناطقه از راز فروشان وی

سامعه از حلقه بگوشان وی

2525

چهره از او یافته نور حیا

حله او بافته حور صفا

2626

تاب ده طره او درد دل

خال لبش داغ نمک سود دل

2727

دامن عصمت بمیان بر زده

سر ز دل عرش روان بر زده

2828

نخل معانی ثمر افشان ازو

گنج الهی گهر افشان ازو

2929

مغز خرد تشنه کاوش از اوست

چشمه حکمت بتراوش ازوست

3030

مرغ سخن گرنه خوش آهنگ بود

سینه الهام بسی تنگ بود

3131

وحی نزادی لب روح الامین

گر نگشادی سخنش آستین

3232

ناله بر آرد ز دل گرم خون

نغمه چکاند زلب ارغنون

3333

آینه معنی ازو روشنست

انجمن افروز ضمیر منست

3434

تاجرکان ساز تجارت نداشت

باغ ازل برگ عمارت نداشت

3535

کین صنم از لاله چمن شسته بود

سنبل گیسو بسمن شسته بود

3636

لیک برآنم که بخون جگر

وز اثر طبع مسیحا اثر

3737

رنگ جوانی دهم این باغ را

جامه طاووس دهم زاغ را

3838

ای ز دلم نخل معانی بلند

وز گل و سنبل قلم نخلبند

3939

نغمه طعبم که دم از اوج زد

وز نفس روح امین موج زد

4040

عشوه حورای سحر گاه من

هست گواه دل آگاه من

4141

گو بلب تشنه لبی عشوه ران

تا دهم از حسن یکایک نشان

4242

رفتم و گشتم بریاض سخن

برخس و خاشاک گل و یاسمن

4343

برگ گلش چیدم و بستم بدل

نیش خطش تیز شکستم بدل

4444

آن بدل مرهم راحت طلب

وین بدل لذت کاوش نسب

4545

بر اثر راحت او باغها

در جگر لذت این داغها

4646

طوبی و خاشاک در این باغ هست

نغمه بلبل نفس زاغ هست

4747

هر طلبی برگ و بری میبرد

برگ مراد از شجری میبرد

4848

آنکه خسش بند کند آستین

از سر طوبی نشود میوه چین

4949

وآنکه بود بر ثمرش دست رس

دامن همت نگذارد بخس

5050

گر همه طوبی بنشانم بباغ

یا همه نشتر شکنم در دماغ

5151

گاه نسیمی بسمن میوزم

گه چمن مرغ چمن میگزم

5252

هر چمنی آب و هوائیش هست

مرغ ازو برگ نوائیش هست

5353

هست در این باغ ملامت ثمر

بی نمکیها ز نمک شور تر

5454

آنکه چشیدن نتوانسته است

لذت ناموس ندانسته است

5555

طبع من آنجا که بود مشت خس

شعله کند دست فشان نفس

5656

نیشتری بر رگ دل می‌زنم

رشته خونش به نفس می‌تنم

5757

تا مگراز جنبش رای صواب

چهره هر زشت پذیرد نقاب

5858

عرفی اگر نیست شکارت بکام

طایر ارزنده کم افتد بدام

5959

دام مروت ز چمن بر مچین

دیر نشین زود مخیز از کمین

6060

دام فرو گستر و شو پای بست

صید هما هست و زغن نیز هست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

انجمن آرای درون با یزید

محفلی آراست بجمعی مرید

عرفی»مثنویات»شمارهٔ 19 - حکایت

اگلی نظم

دید یکی باشه دراج قوت

تافتن و بافتن عنکبوت

عرفی»مثنویات»شمارهٔ 21 - حکایت

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور