عرفی»قطعات»شمارهٔ 18 - مهمان وعظشمارهٔ 18 - مهمان وعظشاعر: عرفیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ربودہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای بلهوس که آمده میهمان وعظوقتی بیا که زهر بکامت شکر بود2نقل کریںپژمرده دل زبان نگشایم بموعظتشمشیر رامقابله باجانور بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهیچ دل راه بر درش نسپردکه بسرحد کاملی نرسیدعرفی»قطعات»شمارهٔ 17 - نشاه دلاگلی نظمهمدمی دارم بسی خوش صحبت اما گرسنهآنچنان کز بهر سیری زخم تامردن خوردعرفی»قطعات»شمارهٔ 19 - بخل بی نهایتزمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز دست دوست هر چه ستانی شکر بودوز دست غیر دوست تبرزد تبر بودسعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 257اشکی که گوهرش ز نژاد جگر بودهرقطره اش ستاره صبح اثر بودصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4237ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمهمدمی دارم بسی خوش صحبت اما گرسنهآنچنان کز بهر سیری زخم تامردن خوردعرفی»قطعات»شمارهٔ 19 - بخل بی نهایت